آنا یعنی مادر

کنسرت گروه رویال( پیانو)

امروز عصر ساعت هشت مجتمع فرهنگی هنری 29 بهمن،تالار اقبال آذر

پیانو و تنظیم :پرویز برزگر

با پسرم رفته بودیم چهارراه آبرسان، سی دی فروشی های دوروبر میدان دانشگاه رو بازدید می کردیم آگهی کنسرت رو دید،چنان ذوق زده شده بود .ردیف شش و هفت گرونتر بود ،شماره صندلی هم مشخصه تا اینجای کار که منظم به نظر میاد .ما که میریم 

+ [ تاریخ ] ۱۳٩٠/۱٢/٥ [ ساعت ] ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ[ نویسنده] آنا نظرات ()

قول داده بودم شیرینی میدممممم.خدار رو شکر کمی تا قسمتی حل شد.آرزو می کنم هیچ کسی این مراحل رو طی نکنه ،فعلا اینو داشته باشید.

 

 

+ [ تاریخ ] ۱۳٩٠/۱٢/۳ [ ساعت ] ۳:٢٩ ‎ب.ظ[ نویسنده] آنا نظرات ()

دو نفر در زندگی من هستند که فکر می کنم درصد فرشته بودنشان بیشتراست .خاله ام و  همسرم 

شخصیّت هر دو بسیار به هم شبیه است ،چقدر خوش شانس هستم که این دو را دارم. .

+ [ تاریخ ] ۱۳٩٠/۱٢/٢ [ ساعت ] ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ[ نویسنده] آنا نظرات ()

نقدعمرت ببرد غصّه ی دنیا به گزاف 

گر شب و روز در این قصّه ی مشکل باشی

                                              حافظ

+ [ تاریخ ] ۱۳٩٠/۱٢/۱ [ ساعت ] ۳:٤٦ ‎ب.ظ[ نویسنده] آنا نظرات ()

 

 لبخندِ خسته

دستان ِ گرم 

و نگاهی اَمن 

دیگر چه بخواهم ؟که من تو را دارم .

+ [ تاریخ ] ۱۳٩٠/۱٢/۱ [ ساعت ] ٢:٢۱ ‎ق.ظ[ نویسنده] آنا نظرات ()

                     

         Moms helping moms

گاهی مادر های خانه دار با توجه به نیازهای کودکان خود دست به اختراعاتی می زنند. یک سایتی هم برای ثبت این اختراعات است. برخی از این اختراعات به تولید انبوه رسیده و مادر مخترع خانه دار میلیونر شده. این سایت در مورد آنهاست.

وبلاگ مینجق نظرات خونه اش خیلی خوندنیه این سایت بالایی رو از اونجا کشف کردم .چقدر از اختراعاتم رو هدر دادم نیشخند

 

  

+ [ تاریخ ] ۱۳٩٠/۱۱/۳٠ [ ساعت ] ۱:۱٦ ‎ب.ظ[ نویسنده] آنا نظرات ()

این حلقه سهم ِ تو

اندوه سهم من

یک حلقه و نصفی از آن ِ او 

این حفره ی توخالی ِ اندوه سهم من

یک چندم ِاین کهنه ِزنجیر ِ گسسته  مال ِ تو

گرد و غبار ِ خاطراتش  مال ِمن

نه ؟

گردوغبارش مال ِتو

تمام خاطراتش ازآن ِمن

                                  دی 89

به همسر ِ پدرم 

 

 

+ [ تاریخ ] ۱۳٩٠/۱۱/۳٠ [ ساعت ] ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ[ نویسنده] آنا نظرات ()

سخن ِدوش

ای ماه‌رخ تابان شب از تو فروزان باد

 بی بود تو بگریزم زین صحنۀ بی‌بنیاد

 

  گفتی به شبی خاموش مگریز و به دامم شو

 جانی که در این دام است از دام بگشت آزاد

  

سی مرغ همه در دشت پر همهمه و خیزان

سیمرغ کند در صید افسون ِ یکی صیاد

 

 ما را سخن دوش‌اَت در خواب به یاد آمد

 بیدار شدیم اما آن خواب برفت از یاد

 

 مجنون اثری خواهد این جان که شود لیلی

 شیرین قدمی خواهد بی‌تاب کند فرهاد

 

 درمان ز که می‌جویی بر این دل بی‌سامان

 هیهات از آن دردی کز عشق به جان افتاد

  

دیدم همه ویرانه آن کوی مریدانت

 گنجی‌ست در آن پنهان صد شهر از آن آباد

  

پر کن قدحی پُر می بی‌هوش کند ما را

 خوابی زده بر خاطر آن دَم که سَهَر بنهاد (سَهَر: بیداری)

 

  از :بعد کیهانی

 

 

+ [ تاریخ ] ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ [ ساعت ] ۳:٥٦ ‎ق.ظ[ نویسنده] آنا نظرات ()