تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
از سری نصایح همینجوری ... نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/٢٧

خلاق باشید از روزمرگی دربیایید و دست از سر خلایق برداشته سرتان به کار خودتان باشد. 

مثلا؟...

  نظرات ()
مشاهدات مادرانه نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/٢٦

بچّه ها بزرگ شده اند و حساس ! کوچکترین تغییر حالت در چهره و حتّی تن صدای ِ ما را تحلیل می کنند .خیلی تلاش می کنند حساب شده صحبت کنند در عین ِ حال به پر و پای هم نپیچند ! که محال است  :))) 

دخترم : دوست ندارم موهام رو ببافی چون نمی خوام شبیه بچّه های مهد کودک باشم !

راننده ی سرویس به ما گفت دیوونه ها اصلا شوخی خوبی نبود اونقدر ساکت موندم تا جلوی همه از من معذرت خواست .بخشیدمش ولی خوشم نیومد !

پسرم : پرده ی اتاقم مناسب سن و سال من نیست !

نباید یک ذزه حتّی یک اپسیلون هم بهانه دست دبیر عربی بدم ! دوست ندارم با من اونطوری که دلش می خواد صحبت کنه

در ضمن این رنگ چه بهت میاد !!!!  

 

  نظرات ()
دوری و دوستی نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/٢٥

دربین آشنایان شخصیتی هست " بیمار " با قدرت بازیگری فوق العاده !! این افراد را فقط باید به چشم بیمار دید . در حد امکان فاصله ی مجاز را حفظ کرد و دور بود . خطرناک هستند "خطرناک"... و نیازمند درمان ...

یک ساعتی با هم بودیم آنقدر ضد و نقیض صحبت کرد که حد نداشت ! عکس العملم سکوت محض بود . کاملا واضح بود روحش چقدر زخمی هست اما مساله اینجاست که  با زخم زدن به دیگران و دروغ آرام می گیرد ! من ترجیح می دهم نبینمش ! آنقدری که برایم دردسر ساز بوده ! یک لحظه برگشت و به صراحت گفت به همه حسودی می کنم ! چون در حد انفجار آزارم می دهند! فقط توانستم هاج و واج نگاهش کنم و هر خوردنی دم دستم بود تعارفش کنم بلکه خوردن صحبت هایش را متوقف کند!

 

پ ن : . نخواستم مستقیم به بیماریش اشاره کنم .چند دوره ای هم درمانش را نصفه رها کرده حتی یکبار پزشک فوق تخصص هم به شک افتاده بود ! در پس سخنرانی های ماهرانه اش ! همه چیز را به هم می ریزد !

  نظرات ()
روز مادر نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/٢٥

دوستی دارم که حالم را بهتر از خودم می فهمد ! پسرم ... 

  نظرات ()
در حاشیه ی امروز نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/٢۱

پسرم :کادو چی دوست داری ؟ البته در حد توانم باشه ها ! می خوام با پول خودم بخرم !  اصلا نمی دونم چی بگیرم ؟

دخترم : من می دونم 

پسرم : من مثل بعضیا نقاشی نمی کشم ! 

دخترم : یعنی من ؟!

فقط یه امروز یکی بدو نکنید لطفا 

دیدی دیدی مامان با تو بود !

نخیرام با جنابعالی بود

مامان با من بودی ؟

مامان می بینی تقصیر کیه نه ؟

ماماننننن

...

  نظرات ()
پریشانی روزگار نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/٢۱

بعضی وقت ها هر چه کلمات را زیر و رو می کنی به جایی نمی رسی ! ردیف نمی شوند ! اصوات گلوله می شود توی حلقومت و لب هایت مهر می شوند. همینطور نگاه می کنی ... . عجب روزگار پریشانی ...

  نظرات ()
روزمان نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/٢۱

ساعت 24 : یهو پسرم ظاهر شد! خب روزت مبارک الان اولین ثانیه ی روز مادره اولین نفر من تبریک گفتم یادت باشه!

دخترم : بیا موهامو هر طوری دوست داری بباف !!!! به مناسبت روز مادر ! آخه دوست داری !

  نظرات ()
دقت کنیم نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/۱٧

با اضافه شدن روزانه ی اپلیکیشن های مختلف ؛ به همان اندازه  که امکان ارتباط بیشتر و راحت تر میشه از طرفی دست و پاگیرتر هم شده ! استفاده از این امکانات آدابی داره که باید رعایت کنیم . به صرف داشتن شماره تلفن کسی یا به دست آوردن شماره اش از بی شمار گروه های مجازی ، حق نداریم بدون اجازه ی اون شخص به گروهی اضافه اش کنیم یا شماره اش رو به دیگران بدیم  و ... . عضو گروهی بودن به ما حق اشتراک عکس های دوستانه یا اطلاعات خصوصی افراد اون گروه رو با دیگران نمیده . همانطوری که ورود به گروهی به انتخاب ما هست ترک کردنش هم آزادانه و به اختیار ماست و نیازی به بحث و جدل نیست .امروز دوستی عکسی رو برام فرستاد و با هیجان خبر عروسی یکی از هم گروهی ها رو داد وقتی پرسیدم خودش اطلاع داره ؟ جواب داد : نه چرا باید بهش می گفتم وایبر برای همین خبرهای داغه !!!

 

 

  نظرات ()
آن چشم ها نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/۱٧

نگاهش گویا تر از هر کلامی ... 

  نظرات ()
دری همواره گشوده نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/۱٦

دوستی گفت : نیازمند رحمت الهی هستیم . ناامیدی یعنی روی گرداندن ... راه بازگشت باز است .

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آشپزی (٤) ادبیّات (۱٢) از مطالب دوستان (۱٠) استاد (۱٤) انجمن ادبی (۱۳) بنیاد کودک (٦) تبریز (٦٧) تغذیه (۱) تغییر (۱٩) حج (٢٢) خبر (٢٥) خدایا (۳) خواهرانه (٢۸) خوب تر (٢) خودمان باشیم (٩) خوشحالیم (٢٦) درد می کند انحنای روح من (٢٩) درددل (٧) رژیم (۱) روز معلّم (٥) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٤) سؤال (٢۱) سفرنامه (٢٠) شعر (٤٦) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (۱٧) ما (٥٠) مادرانه (۸٧) مرکز مشاوره من و همسر جان (٤) معلّم (٥) من (۳٠) من نوشت (٦٢) من و بچّه ها (۱٤٤) موسیقی (۱۳) نوروز (٢) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (٩) کالبدشکافی خودم (٥٠) کتاب (۳٢) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٤) یاد باد (۳٢) یادبود (٤) یک تجربه (٤٤) یک روز ِ ما (٩) یک سطر خواندنی (٢٧) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب

آنا

↑ Grab this Headline Animator