تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
  نویسنده: - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

ما عادت کرده ایم به گزارش های روزانه و البته مفصل دخترم از مدرسه ،زنگ تفریح ،سرویس ،یک مداد شکسته ، خط کش گم شده و ... . در را که باز کردم .دختری با صدای گرفته و لپ های گل انداخته و ساکت وارد شد و خوابید تا عصر ! حواسم به پسرم بود که سرک می کشید توی اتاق !

تکالیفش مونده ها ! سرما خوردگی دادی ؟ شماره ی دکتر رو داری ؟ چه سکوتی ؟! حوصله ام سر رفت ! چرا مراقب نیست ؟ :)))) داریخدیم هاااا 

  نظرات ()
عزیز نویسنده: - ۱۳٩۳/۱۱/۱٢

دختر جوانی کنارم نشسته بود با مادر همسرش صحبت می کرد .انتهای مکالمه اش گفت : شما عزیز من هستید.

مکالمه اش آنقدر صمیمی و صادقانه بود که لذت بردم :))

  نظرات ()
سکوت را بیاموزیم نویسنده: - ۱۳٩۳/۱۱/٧

تجسم کامل کلمه ی " دو رو " در واقعیّت هست ! یک شخصیّت غیرقابل تحمل !  مجبور بودم یکساعت کنار همچین کسی باشم . چقدر انرژی صرف کرد تا از همه حرف بکشه و عکس ِ اونچه رو شنیده به یکی دیگه منتقل کنه ! سکوت کرده بودم و گوش می کردم .آخر سر به من اشاره کرد و گفت ( اُوشاخ پَرست دی ) نباید به حرفش گوش کرد :))))   ادبیّات و کلماتش هم منزجر کننده بود :((((  

پ ن : همان بهتر که اُوشاخ پرست بوده و سرمان به کار خودمان باشد .

( اُوشاخ = بچّه )

  نظرات ()
آرایه ی اقرار نویسنده: - ۱۳٩۳/۱۱/٦

دخترم :برای آرایه ی ادبی که اقرار میکنن مثال بزن !!!

یه بارم بخون 

دخترم :ننوشتم یادمه اقرار داشت !!!

اغراق نبود ؟! 

دخترم : اغرار ؟اقرار ؟ نمی دونم باید از دوستم بپرسم ! نه اینکه شما اشتباه می کنید !!!! آخه روش ما فرق می کنه !!!

بعد از اینکه به دوستش زنگ زده : خب مثل اینکه در این مورد روش شما شبیه فارسی ما هست و اغراق درسته حالا اغراق یعنی چی ؟!

...

  نظرات ()
دوستان جدیدم نویسنده: - ۱۳٩۳/۱۱/٥

اگر ازپسرم بپرسم از دوستات چه خبر؟ یا چی کار میکنن ؟ جواب میده نمی شناسی که !

صبح دیدم نه نفر اددم  کردن !! دقّت کردم دیدم بله همکلاسی های پسرم هستن !

 به پسرم گفتم از طرف من به دانیال و سپهر و امیر و ... سلام برسون :))

- مگه می شناسی ؟

دوستیم :)))

-  تو رو چرا ادد کردن ؟! اگه خواستن درباره ی دبیر عربی کاری بکنی من اصلا نمی خوام حواست باشه هاااا

چشم :))))

 

  نظرات ()
به خودم نویسنده: - ۱۳٩۳/۱۱/٤

  دلا خود را در آیینه چو کژ بینی هر آیی

  تو کژ باشی نه آیینه تو خود را راست کن اول

                                                          مولوی /دیوان شمس

  نظرات ()
لذّت گشت دو نفره نویسنده: - ۱۳٩۳/۱۱/٢

قول داده بودم امروز دخترم تصمیم بگیرد کجا برویم .

دخترم :موزه 

پسرم :رفتیم دیگه 

دخترم :گفته باشم  من ده بار هم موزه  برم خسته نمیشم! هر بار یه جور دیگه ای می بینم 

پسرم :گفته باشم من هم درس دارما نمیام 

آخر سر دو نفری راه افتادیم از خانه ی پروین شروع کردیم به در بسته ی موزه ی سنجش که رسیدیم ! بالاخره راضی شد بقیّه اش بماند !

بریم کتابفروشی ها؟ بزرگانه هم باشه !فقط نگاه می کنم .لطفا؟

از  دهخدا تا سه راه طالقانی توی هر کتابفروشی سَرَک کشید ! جالب اینکه اکثرا کتاب ِ مناسب این گروه سنی ندارند ولی برخوردشان با دخترم عالی بود و باحوصله !مسئول انتشارات شایسته گفت آخرین قفسه چند جلد کتاب هست که شاید دوست داشته باشی برو ببین و الان ماتیلدا به دست نشسته :)) 

  نظرات ()
دوستی قدیمی نویسنده: - ۱۳٩۳/۱۱/٢

  نبض ِ میگرن که شروع به تپیدن کرد باید شیپور آماده باش زد ! جمجمه را شخم می زند!مجبوری با این وزنه ی دردناک ِ میخکوب شده به مغزت بگردی ! انگار علاوه بر حس ّ ِ درد وحشتناک ،حجم و وزن هم دارد ‍!چهارمین روزی است که صبح مثل شخصیت های کارتونی یک چشمم را یواشکی باز می کنم ! ولی درد قبل از من بیدار شده و فریاد می زند :)))هر چند پرهیز از نور و چند روش روتینی که توصیه می کنند در کاستن شدّت این دوست قدیمی مؤثر است ولی خب می شود این حجم ِ سنگین دردناک به توان n را ندید گرفت :))

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آشپزی (٤) ادبیّات (۱٢) از مطالب دوستان (٩) استاد (۱٤) انجمن ادبی (۱٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٦٧) تغذیه (۱) تغییر (۱۸) حج (٢٢) خبر (٢٤) خدایا (۳) خواهرانه (٢٧) خودمان باشیم (۸) خوشحالیم (٢٤) درد می کند انحنای روح من (٢٧) درددل (٤) رژیم (۱) روز معلّم (٥) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٤) سؤال (۱٩) سفرنامه (٢٠) شعر (٤٤) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (۱٦) ما (٤٦) مادرانه (۸٠) مرکز مشاوره من و همسر جان (٤) معلّم (٤) من (٢۳) من نوشت (٦۱) من و بچّه ها (۱٢٢) موسیقی (۱٢) نوروز (٢) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (٩) کالبدشکافی خودم (٤۸) کتاب (۳٠) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٤) یاد باد (۳٢) یادبود (٢) یک تجربه (٤۱) یک روز ِ ما (٩) یک سطر خواندنی (٢٦) یک عکس (٦)