تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
مهارت عکاس نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/٥

چطور می توان یک پسر پانزده ساله را جلوی دوربین نگه داشت ؟

جواب : 1- به زور  2- امکان ندارد 3-به مهارت عکاس بستگی دارد :)))

  نظرات ()
آرایه های ادبی و نقش آن در تعطیلات نوروز نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/٥

پسرم - از اینکه بدون جنگ و خونریزی تشریف آوردید صبحانه میل نمایید متشکرم !!

دخترم - مامان می بینی چطوری صحبت میکنه ؟ 

پسرم - این دخترا حتی احترام گذاشتن را هم برنمی تابند .عجب !عجب !

دخترم - نه خیرام با آرایه های ادبی منو مسخره میکنی فکر می کنی متوجه نمیشم م____ا م_____ان

  نظرات ()
گفتگو نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/۳

 در سالی که گذشت چه کردیم ؟ به نظرم برای ما تمرین ارتباط گفتاری و صحبت کردن بوده ؛حالا موضوعش زیاد مهم نیست همین که توانستیم دور هم بودن و گفتگو را در محدوده ی چهار نفریمان به یک عادت تبدیل کنیم پیشرفت بزرگی محسوب می شود !به صحبت واداشتن یک پدر و پسر آذری مقوله ای است جدا :)))) که علما دانند !

  نظرات ()
و آن رادیو ... نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/۳

یک روز قبل از اینکه راه بیفتیم شیار 143 را دیدم

شیار 143 و رادیوی روی موج عراقش  ...  دقیقا  داستان انتظار سی و سه ساله ی خانواده ی پدری من است البته با اندکی اختلاف ! ... علیرغم اینکه همه می دانیم امیدی نیست  ! عمه هایم همچنان چشم انتظار بازگشت برادر کوچکتر هستند  ! دریغ از یک خبر ،یک نشان ،یک روزن امید !... یا حتی یک پلاک ! برای پایان دادن به این انتظار کشدار...

چه خوب که فیلم را ندیدند ! گفتم به درد شما نمی خورد .

  نظرات ()
کارگردان نویسنده: - ۱۳٩٤/۱/۳

+ عمو ؟ قول دادی تعطیلات با ما بازی کنی

- بله یادمه فقط بازی از نوع فکریش نباشه !شطرنج هم که اصلا ...

ساعت یک و نیم بعد از نصفه شب 

- میشه لطفا شطرنج بازی کنیم ! کسی نیست ؟ کمک ...

+ نخیر خودت انتخاب کردی الان باید فیلم  تبلیغاتی بسازم و شما بازیگر من هستی ! من هم کارگردانم هر کاری بگم باید انجام بدی !

- کمک ...

پ ن: عمو و بچه ها :))))

  نظرات ()
روزهای دوست داشتنی نویسنده: - ۱۳٩۳/۱٢/٢٦

آخرین روزهای سال عطر ِ هل و دارچین دارند. جوری اطمینان ِ لذّت بخش ... 

  نظرات ()
در رابطه ی ما با دیگران نویسنده: - ۱۳٩۳/۱٢/٢٥

برای پیمودن راه زندگی،صلاح آدمی در این است که توشه ی بزرگی از دو چیز را به همراه داشته باشد: یکی احتیاط و دیگر مدارا؛اولی ما را از آسیب و زیان در امان می دارد و دومی از مشاجره و نزاع

هر کس که ناگزیر در میان دیگر انسان ها زندگی می کند ، نباید هیچکس را به علت ذاتی که دارد مطلقا مردود بشمارد ، حتی اگر بدترین ،فلاکت بارترین یا مضحک ترین فرد باشد، بلکه باید فردیت او رابه منزله ی واقعیتی تغییر ناپذیر قبول کندکه بر پایه ی اصلی ابدی و متافیزیکی باید چنان که هست باشد.

در موارد وخیم بهتر است به خود بگوییم :«چنین انسان های غریبی هم باید وجود داشته باشند»* اگر چنین نکنیم ، کاری  نا حق کرده ایم و آن فرد را به جدالی میان مرگ و زندگی فراخوانده ایم .زیرا هیچکس نمی تواند فردیت خاص ِ خود یعنی خصوصیات اخلاقی ، نیروهای ذهنی ، طبع و جسم خود را تغییر دهد .حال اگر همه ی وجود او را یکسره محکوم کنیم ، چاره ای ندارد چون دشمنی جانی با ما بجنگد، زیرا فقط به این شرط برایش حق وجود قائل شده ایم که غیر از ان کسی که باشد که هست و این ناممکن است .بنابراین برای زندگی کردن در میان آدمیان،باید برای همه،با هر خصومتی که دارند هر قدر هم نا به هنجار باشد ، حق وجود قائل باشیم و فقط می توانیم بکوشیم که از خصوصیاتشان بر حسب نوع و کیفیتی که دارند استفاده کنیم .امّا نه می توانیم امیدی به تغییرشان ببندیم ، نه چنان که هستند محکومشان کنیم .

این درست مصداق این ضرب المثل است که : زندگی کن و بگذار زندگی کنند.

درباب حکمت زندگی از آرتور شو پنهاور

* نقل قولی از مفیستوفلس در فاوست گوته

  نظرات ()
از سری آرزوهای مادرانه نویسنده: - ۱۳٩۳/۱٢/٢٤

مادر است دیگر دلش می خواهد موهای دخترش را ببافد ! اگر بتواند ...   اگر این دختر اجازه بدهد ... 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آشپزی (٤) ادبیّات (۱٢) از مطالب دوستان (٩) استاد (۱٤) انجمن ادبی (۱۳) بنیاد کودک (٦) تبریز (٦٧) تغذیه (۱) تغییر (۱٩) حج (٢٢) خبر (٢٥) خدایا (۳) خواهرانه (٢۸) خودمان باشیم (٩) خوشحالیم (٢٥) درد می کند انحنای روح من (٢٧) درددل (٥) رژیم (۱) روز معلّم (٥) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٤) سؤال (٢٠) سفرنامه (٢٠) شعر (٤٦) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (۱٧) ما (٥٠) مادرانه (۸٤) مرکز مشاوره من و همسر جان (٤) معلّم (٥) من (٢۸) من نوشت (٦٢) من و بچّه ها (۱۳٩) موسیقی (۱۳) نوروز (٢) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (٩) کالبدشکافی خودم (٥٠) کتاب (۳۱) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٤) یاد باد (۳٢) یادبود (٤) یک تجربه (٤۳) یک روز ِ ما (٩) یک سطر خواندنی (٢٧) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام انجمن غیبی آوا آیینه سکوت(من در بلاگفا) برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خاطرات یک عاقد خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب