تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
تب و تاب امتحانات در خانه ی ما نویسنده: - ۱۳۸٩/٢/٢۸

سر  اینجانب که معرّف حضورتون هست شفاهی هاش شروع شده  ،میدونم بلده ولی خب میخوام مثلا احساس مسؤلیّت کنه ،دیروز گفنه میخوام دوستمو چند ساعتی دعوت کنم .قرار شد مشقاشو بنویسه و سه ساعتی دوستش بیاد خونه ی ما و بعدش هدیه های آسمانی (دینی ِ قدیم )بخونه و بپرسم و قبل از ساعت نه تموم کنیم .ساعت نه ونیم شب دیدم چه تند تند ریاضی مینویسه !!

مگه قرار نبود دیروز بنویسی؟

- دیشب بابا گفت خسته ای برو بخواب

بابامون میگه من؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!  کِی گفتم ؟؟؟؟؟

-خودتون گفتین بعد از شطرنج

بابامون: من از کجا میدونستم مشق داری خوبه فقط چهار دست بازی کردیم

خب از صبح تا حالا چی کار می کردی ؟دوستت که نزدیک پنج ساعت اینجا بود چی کار کردین ؟ بابا گفت برین حیاط

بابامون :من؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!  از کجا می دونستم درس داره ؟؟

باشه تا نخوندی نمیزارم بخوابی کتاب رو بیار ببینم

بین خواب و بیداری دراز کشیده رو مبل میگه مامان بپرس تازه فردا میخوام مسابقه ی نماز شرکت کنم

من :پیامبر برای عبادت به کدام غار می رفت؟

پسرم :غار علی صدر!!!

من :چی؟؟؟؟؟بیداری !!!  الو؟؟؟؟؟؟؟؟

پسرم :چی یه بارم بپرس ؟آهان همون غاره دیگه؟ چه فرقی میکنه یه غاریه ؟بلدم

من:مامون از امام رضا خواست کجا برود؟

پسرم:از مشهد به خراسان

من:پاشو برو سر ِ جات بخواب

پسرم:می بینی خودت میگی بخواب من که می خوام بپرسی

من:چقدرم حواست هست

پسرم :مگه پرسیدی ؟ یه بارم بگو

خب چه فرقی میکنه یه کم اون طرف تر،مشهد هم مثل مدینه

تازه میخواد بره مسابقه شرکت کنه !!!حالا اگه یه کتاب غیر درسی بود تا صبح بیدار می موند و تمومش می کرد

 


امروز بعدازظهر :مامان بیست شدما ،درمورد اون غار به کسی چیزی نگی؟اصلا فراموشش کن

من:کدوم غار ؟

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٦) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٤) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱۳) خوشحالیم (۳۱) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٥) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦٠) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤۱) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢٦٧) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱٠) کالبدشکافی خودم (٧۱) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧۳) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب