تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
من جدی ! نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/۳۱

داشت فیلم حدود یکسال و نیمه بودنش را می دید و می خندید . بساط هر شب ما برای خسته کردن و خواباندن آقا بازی من درآوردی گلدیم گلدیم بود ! دنبالش می دویدم و مثلا نمی توانستم بگیرمش و پسرم نفس نفس زنان به هر زحمتی خودش را می رساند روی تخت  و خودش را می انداخت بغل پدرش و زیر لحاف قایم می شدند  ! بارها تکرار می کردیم آخرش با چشمان ذوق زده داد میزد و می دوید ! از خوابیدن فراری بود .

یهو بغلم کرد و گفت من مامان یک سالگیم را می خواهم !الان خیلی جدی شدی هاااا

  نظرات ()
سکوت و حضور نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢٩

اگر موفق به درک لذت "سکوت " بشویم بخش کنترل بی خود و بی جهت وجودمان خود به خود غیر فعال می شود :)))

  نظرات ()
سندروم مقابله به مثل پنداری نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢٩

تصمیم گرفتم یک دوره ی فشرده ی حاضرجوابی ورژن 2016 پیدا کنم :))) 

دامنه ی لغات و جملات فی البداهه ی این پسر جور غریبی رشد کرده !

  نظرات ()
او نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢٥

به سحر ِ چشم نواز فیروزه ای و قهوه ای می ماند.

  نظرات ()
موقعیتی که بالاخره باید با آن روبرو شد نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢٥

شرکت بساط اسباب کشی برقرار است چه جور ...

 از همسرم می پرسم فکر می کنی چند روز دیگه تموم میشه؟

نمی دونم! نمیرم ساختمان جدید که نبینم ! اصلا نمی خوام بهش فکر کنم .

بله بسیار عالی :)))

 

 

  نظرات ()
طبق معمول نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢٤

کنسرت شهرام ناظری لغو شد :((  باید حدس میزدم .

  نظرات ()
استرس درمانی نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢٤

دخترم : وای خبر نداری که قراره امتحان بگیرن سه نفر میان و برو بر نگاهم میکنن باید بدون غلط اجرا کنم !قسمت استرس بدنم تاپ تاپ میزنه 

پسرم :اونجا که میگی قلبته 

دخترم :نه خیر فقط قلبم نیست یه جایی خیلی درونی که توش استرس ریختن

پسرم: فکر کن سه تا کوزه چیدن استرست تموم میشه 

دخترم :مامان داداش به استادم میگه کوزه !!

  نظرات ()
اعتبار نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢٤

چند ماهی هست که گوش به زنگ خبری از ویزا در حال آماده باش به سر می بریم !هر چند به مهر چیزی نمانده اما جای بسی خوشحالی است که همه به مدت اعتبار پاسپورت ویزا گرفتند !! جز من و پسرم که همچنان منتظریم ... .

  نظرات ()
  نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢٤

همچنان وبلاگ یافت نمی شود! ولی خودم  می تونم بیام !

  نظرات ()
  نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢٤

نمی دونم چه بلایی سر وبلاگ اومده !

  نظرات ()
به همین راحتی نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/۱٥

بعضی وقت ها چاره ای نداریم جز اینکه خودمان را بسپاریم به جریان ِ ناخوشایند( به زعم خودمان البته ) و جایی در پیچ و خم هایش بزنیم بیرون ! اوضاع همیشه بر وفق مراد ما نخواهد بود صبوری باید ؛ مقاومت و ستیز بدترش می کند  . زندگی را اینقدر پیچیده نبینیم  به همین راحتی ... 

  نظرات ()
مکافات عمل نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/۱٥

اندر احوالات پانزده سالگی باید بدجنسی را هم اضافه کنند .

با آرامش ِ کامل از کنارم رد می شود حداقل مُشتی می زند وبا لبخندی موذیانه برمی گردد که چی ؟ ! مگه چی شد حالا ؟ اَخم می کنی ؟ و می خندد و باز زیر چشمی می پاید !  تا موقعیّت بعدی ...

امّا ! امّا آخرش تسلیم خواهرش می شود و بعد هم دادَش به هوا می رود که " یکی نجاتم بده " :)))

 

  نظرات ()
"من" حبابی تو خالی نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/۸

در تبع شناخت خود به فروپاشی " من " می رسیم .

  نظرات ()
لحظه ای درنگ نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٧

روح نو بین در تن حرف کهن 

  نظرات ()
قطع ِ حس نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٦

دوستی می گفت جاده صاف کن کسایی شدی که بی برو برگرد و بدون ثانیه ای درنگ بهت نارو زدن !

هیچوقت اینطور فکر نکردم ."نارو زدن " و " جاده صاف کردن "جوری ناجور به نظر می رسند ! شرایط آن زمان ایجاب می کرد روش زندگی ام بسیار متفاوت تر باشد و اصلا ربطی به فداکاری و تعابیر مشابه ندارد .بعد ها که توانستم تا حدود زیادی به خودم مسلط شوم با فاصله به خودم و دیگران دقیق شدم و به این رسیدم که هر چه دورتر بهتر ... . البتّه که به این راحتی نبود . حسّی بسی فراتر از رابطه ی متعارف ِ خویشاوندی به آنها داشتم . یاد آوریش دردناک بود و هست ! جایی در قلبم هست که منجمد شده ! بود ولی حالا نیست ! مثل قطع عضو یا شاید بهتر است بگویم قطع ِ حس ... . مطلقا نمی خواهم برگردم به آن روزگار ِ خاکستری همین و بس ... . 

  نظرات ()
نقش فرزندان در تربیت من نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٦

با این پیراهنت جوراب روشن بهتره 

جوری تنظیم کن که نیم ساعت دم در معطل نشیم !

به نظرم این فیلم رو بهتره ببینی خیلی تأثیرگذاره!!

برنامه ی فردا دقیقا چی هست باید بدونم که بتونم تنظیم کنم !

لطفا بدون هماهنگی برای من چیزی نگیر !!

یه جوری صحبت می کنه احساس می کنم من دخترشم ! قبول نیست پسرم کو ؟ :)))

  نظرات ()
مرور خاطرات کودکی :)))) نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٤

سرش رو  گذاشته روی پای من و دراز کشیده و بی وقفه از خاطرات چند سال قبلش تعریف می کنه !

یادته وقتی پنج ساله و دو ماهه بودم!!! رفتیه بودیم مسافرت و اون صدفی رو پیدا کردم  که صورتی رنگش کردم ؟ 

وقتی هفت سالم بود دوستم فریاد زد خرچنگ و من چقدر ترسیده بودم به کسی نگفتم ولی دور ازهمه ی بچه ها خودم رو سرگرم می کردم تا خرچنگ بره! تازه خوندم که محل زندگی خرچنگ ها بین ساحل و قسمت کم عمق دریا هست نباید اذیتش می کردن! مگه نه ؟

خیلی خوب یادمه صبحانه ی منو وقتی نی نی بودم توی این سینی می چیدی !

وقتی سه ساله بودم روسری گل گلی داشتی الان کجاست ؟ و ... و ... و ... و ...

 

جالبه بیرون از خونه یک کلمه صحبت نمی کنه !

  نظرات ()
19 نویسنده: - ۱۳٩٤/٦/٢

نوزده سال ! عمری بوده ...  مرور زمان نقش مسکن را داشته همین و بس 

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٦) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٤) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱۳) خوشحالیم (۳۱) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٥) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦٠) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤۱) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢٦٧) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱٠) کالبدشکافی خودم (٧۱) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧۳) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب