تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
Tomorrow Land نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/۳٠

 

روال ِ ممیزی در خانه ی ما 

همسرم دانلود می کنه با دور تند می بینه !

پسرم می بینه و پیشنهاد می کنه کی چی ببینه !

البتّه اگر به امید پسرم باشیم فقط فیلم های عجیب و غریب ، جهان ِ موازی ، آینده و فضا و فیزیک ... می بینیم :))

 

  نظرات ()
عشق دانش اندوزی نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٢۸

دخترم : اگر می خواهید منو اذیت کنید بگین درس بخون !!! 

  نظرات ()
کاربری جدید :کیسه بوکس نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٢۸

بزرگ شده حریفش نمی شوم .کلاه و کاپشن و ... نمی پوشد . ماهرانه در کمال احترام طوری جوابم را می دهد می مانم چه بگویم ؟ برمی گردد و موذیانه لبخند می زند !!  دیدی دیدی جوابی نداری ؟! مامان گووشی ( لغت اختراعی جدیدش )

 محبتش را با مشت های گاه و بی گاه ابراز می کند ! بعد هم گیر می دهد که دوستم دارد و من نازک نارنجی ام ! می گویم پسرجان درد دارد اصلا جایش کبود شده بیا ببین بازوی بیچاره ی من مگه کیسه بوکس جناب عالیه ؟ باز موذیانه لبخند می زند و زمزمه می کند مامان نازک نارنجی !!  

  نظرات ()
منهای ده کیلو نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٢٤

شش ماهی هست رژیم میگیره و مرتب ورزش می کنه امروز وقت دکترتغذیه اش بود .عکس ترازو رو فرستاده و نوشته  

پسرت همین الان یهویی البته منهای ده کیلو !

  نظرات ()
  نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٢۳

دخترم: معلوم نیست آبابا اومده چی گفته به خانم فارسی ما  اه 

چطور؟

دخترم: خانم یه کتاب زرد آورده چند بیت گفته نوشتیم دقیقا همون شعرهایی که آبابا توی دفتر برای من نوشته بعدشم خانم به من خندید . سعدی حتما خبر نداشته ما چقدر درس داریم !!!

در ضمن اینکه هر بیتی چند جمله داره کجا به درد می خوره؟ یعنی کجای شاعری به درد می خوره ؟ 

  نظرات ()
طبقه بندی نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٢۳

دوستانش را به چهار گروه تقسیم کرده

گوو شی ها : جوری باحال و با ادب 

دودی ها : اهل سیگار و قلیان و ...  ( تعجب نکید همه 15، 16 ساله هستند)

خر خوان ها : بیست و چهار ساعته درس می خوانند و تست می زنند.

شش در چهار ها : کتابی صحبت می کنند . کاملا رسمی هستند .شوخی ندارند.

خودت  چی ؟

پسرم : من گووشی ام !!! زندگی همش درس نیست .

  نظرات ()
تست حواس جمعی نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٢۱

پسرم : دبیر ریاضی ما هر جلسه از من تست "حواس جمعیِ سر ِکلاس" می گیره و لبخند موذیانه ای تحویلم داد !

مگه حواست جمع نیست ؟

پسرم: به دیوار خیره شده بودم ولی گوشم به درس بود !

حالا چرا دیوار؟

پسرم:تمرکز کرده بودم !!!

و منم باور کردم !

پسرم : چه فرقی داره؟ مهم اینه که هر بار می پرسه دقیقا از جایی که مونده ادامه بده منم تا آخرش حل می کنم . امروز می گفت باهوشی ولی فعالیتت کمه (و باز همون لبخند !)

خب فعالیت کن 

پسرم : معلّم اگر معلّم باشد من را به فعّالیت وا می دارد .( به فارسی گفت و رد شد!!!) راستی من فعّالیتم رو سر امتحان نشونش میدم .

 

  نظرات ()
خواب دلچسب نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٢٠

دخترم :من می تونم با چشمهای باز بخوابم . خیلی هم می چسبه 

کجا ؟

دخترم: توی کلاس ! حیف که خانم جای من و آیدا رو باهم عوض کرد .

پسرم : پس خوب راه نیفتادی !!! 

  نظرات ()
تجربیاتی اندر زندگانی نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/۱٩

تمام مدارک باطل شده ی افراد فوت شده در خانواده را نگه دارید . جایی به درد می خورند که فکرش را هم نمی توانید بکنید .

1- گواهی فوت 2-شناسنامه ی باطل شده 3- دفترچه ی بیمه باطل شده 4- آخرین فیش حقوق 5- کارت ملی باطل شده 6-حتما کپی هر گونه سند رسمی که به نام متوفی بوده قبل از انتقال یا انحصار وراثت نگه دارید 6- دفترچه ی ثبت ازدواج 

به درد می خورد حتی بعد از هجده سال و اندی 

  نظرات ()
فریاد سکوت نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/۱٩

بازیچه ی بهانه های واهی نشویم . ترک ،کرد ،لر ،بلوچ و ... همه جزیی از کل هستیم . همیشه به هر دلیلی !!! بعضی افراد آتش بیار معرکه می شوند بعد خودشان را می کشند کنار و دودش به چشم بقیه می رود . بقیه ای که گاه بی خبر از اصل موضوع صرفا جهت همراهی با جمع وارد جریانی می شوند که بی سرانجام است . 

  نظرات ()
پازل نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/۱٥

 خود را  در مسیر زندگی سر پیچ ها رها کرده ایم ، بعضی وقت ها متلاشی شده اش را ته دره ها جا گذاشته ایم، گاهی کنج پستوهای نم کشیده به زنجیرش کشیده ایم !!! بهتر نیست برگردیم تکه های به جامانده را جمع کنیم و به هم بچسبانیم  و  پازل را کامل کنیم  ؟ خود را نصفه نیمه رها کردن سوای بلاتکلیفی آرام آرام تار و پود آدمی را می شکافد .چشم باز می کنی می بینی تبدیل شدی به کلافی پر از گره های کور که فقط باید قیچی کرد .

  نظرات ()
وی بگفته در دلم اسرارها نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/۱٤

غبارهای رقصان در باریکه ی نور یعنی روزن جایی همین نزدیکی هاست . برای رسیدن باید از میانِ شعاع ِ گَردآلود بگذری ! آن دریچه ی  ِ نیمه روشن را که ببینی محال است برای باز کردنش تقلا نکنی ! همان زنگارِ پَست که هیچ می نمود شده راهنمایت !

  نظرات ()
بدون شرح ! نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/۱۳

دیروز پارکینگ لاله پارک 

آرم معلولین روی شیشه ی ماشین واضح و روشن از طرفی پارکینگ معلولین هم مشخص، نگهبان که مامور و معذور است اصرار دارد که باید کارت معلولیت پشت شیشه ی ماشین باشد! خب آقای مامور معذور آنچه که عیان است چه حاجت به بیان !

امروز جلوی سفارت آلمان 

 فقط دو کلمه : اول " شما " 

  نظرات ()
محترمانه یا دوستانه نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/۱۳

دخترم : بچه های تیم با هم دوست هستن منو ذخیره انتخاب کردن! بازی کردن بلد نیستن اصلا سه گام بلد نیستن محترمانه میگم اینجور نیست قبول نمیکنن

دوستانه صحبت کن 

 

پ ن : هر چند نمی دونم دوستانه هم جواب بده یا نه ؟!

 

 

  نظرات ()
دختر شجاع نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/۱۱

نیمه شب درمانگاه 

دخترم بی حال و البته زیرلب غرولند کنان زیر سرم :گوشیت رو بزار توی کیفت دوست ندارم با این حال و روز از من عکس بگیری !

تخت بعدی خانمی گریه کنان اجازه نمی داد سرم بزنن و تکرار می کرد خاطره ی خوبی از سرم ندارم و نمی خوام آخر سر پرستار گفت از اون دختر کوچولو خجالت بکش دستشو دراز کرد و صداش در نیومد .  خیلی شجاعه حتما جایزه داره نه؟

دخترم:من که اینجا دختر کوو چوو لوو یی نمی بینم !

همه ساکت شدن :)))

  نظرات ()
هشدار نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/۱٠

دوستی (ا.ه)لطف کردند چندین باردر مورد دوره های معنوی با اسامی خیلی شسته رفته و بی نقص اطلاع دادند و تأکید کردند اینجا در این مورد اطلاع رسانی کنم .اصلا صلاح نمی بینم اسمی ببرم .این روزها بازار انواع کلاس ها و دوره های این چنینی داغ هست و باید خیلی دقت کرد . مدرس این دوره ای که اشاره کردند حالا خب دکترا هم دارند درست ،سر بسته بگم که این آقای دکتر چندین سال قبل هم یک عده جوان  بی تجربه دور خودش جمع کرده بود و مرشدی می کرد .پسر یکی از اقوام ما واله و شیدا مرید ایشون شده بود و بعد از یک دوره ی پریشانی برگشت اما چه برگشتنی !!! واقعا متاسفم که می بینم باز هم شروع کرده و یک عده بازنشسته ی فرهنگی و باتجربه خام حرفهاش شدن ! یک مورد اشاره کنم که اون زمان به اسم عرفان شروع کرده بود و رسیده بود به احضار جن و ... 

 خیلی خیلی متاسفم که یک عده حالا به هر دلیلی با اسم شرح اشعار فلان شاعر مشهور و خود سازی و عرفان ...سوءاستفاده می کنند.

کتاب های خیلی خوبی در این مورد موجود هست اصلا لازم نیست پای صحبت چنین افرادی  نشست .

اول فکر می کردم چیزی نگم ولی بعد نشد دیگه !

  نظرات ()
چشمهایش نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٧

دیروز

- سرما خوردی 

نه خوبم  اصلا از کجا فهمیدی ؟

- از حالت چشمات 

مامان خانم من چیزیم نیست .

- لباست مناسب "تبریزین دلی هاواسی" نیست.

مامان خانم سردم نیست دیگه !

 

امروز 

جفتشون تب کردن 

  نظرات ()
هدایت غیرمستقیم نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٧

بعضی ها هم می خواهند غیر مستقیم به راه راست هدایت کنند !

اس ام اس (پیامک کوتاه) از طرف عزیزی: فردا ساعت فلان اولین جلسه احکام دیر نکنید .

جواب : من اگر بیام هیچی نمیگما فقط تماشا می کنم . 

با احترام به "احکام " مگه قراره استخدام بشم :)))

همین 

  نظرات ()
اندر مصائب پدربزرگ بودن نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٦

پدر همسرم : امروز رفتم مدرسه اش معلم ادبیاتش رو دیدم خیلی به کارش وارده در مورد همه چی صحبت کردیم از سعدی بگیر تا بقیه   آخرشم گفتم خانم به کمک شما احتیاج دارم ! این همه سال درس دادم اما فقط حریف این نوه ام نشدم شما رو خیلی دوست داره یه جوری غیر مستقیم بگین با منم کتاب و شعر بخونه :)))

خودشم دیدم سر صف کیف کردم منتهی خجالت کشید فقط با من دست داد و دوید پیش دوستاش 

دخترم : داشتیم با صف می رفتیم که به شورای دانش آموزی رای بدیم یهو دیدم آبابا با اون کت خوشگلش و عینک دودی روی پله هاست منو دید اومد طرفم دست دادم و زودی رفتم آخه می خواست بیاد صف ما !!!گفتم که من باید برم . بعد دوستام گفتن وای اون آقای خوشتیپ کیه گفتم آبابای خودمه !

  نظرات ()
من حسود نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٥

آبابا: می دونی که قلب و روح و پرنسس منی دلم چقدر برات تنگ شده آخه چند روزه ندیدمت !

دخترم: اه آبابا درس دارم 

آبابا:آفرین خب مدرسه چه خبر؟

دخترم:  هیچی درس می خونیم دیگه  ! معلم ریاضی مون خیلی خشکه !خانم فارسی عالیهههه خانم علوم هم خوبه 

آبابا: اشکال نداره معلم ریاضی با کمی آب حل میشه :)) مهم ادبیاته که عالیه نمی دونی چه کتابایی دارم نگه داشتم فقط با تو بخونم .

دخترم :آباباااا ...

پ ن :حسودیمان شد :))

  نظرات ()
گونه ی آمران نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٥

بعضی ها فکر می کنند باید دیندار بود .باید همه را به راه راست هدایت کنند و بقیه باید به تعالیم آنها گوش فرادهند:))) تنها چیزی هم که از دین می دانند ظواهر و ماده و تبصره هاست !     البته در مورد خودشان دروغ ،غیبت و ... جایز است و آموزه های دینی اینجور مواقع کاربردی ندارد بسته به مصلحت خودشان متغیر بوده و هست .

 یک اپسیلون هم ادعای دیانت ندارم اما حداقل اینقدری می فهمم که درست زندگی کردن به این قواعد و قوانین و مصلحت ها نیست . از این آمران هیچ دل خوشی ندارم و برای خوشایند کسی رنگ عوض نمی کنم .

  نظرات ()
خود ارزشمند نویسنده: - ۱۳٩٤/۸/٤

 

لابه لای هیاهوی خود خواسته گم شده ایم . انگار از روبرو شدن با خودمان فراری هستیم .برای ندیدن و لاپوشانی آنچه هستیم نقش بازی می کنیم ،نقاب می زنیم  مدام در حال  کنترل هستیم مبادا که از پس گریم عامه پسندمان ظهور کنیم ! که چه بشود؟

گاهی لازم است در سکوت خودمان را رصد کنیم و قدری با فاصله نگاه کنیم .بدون قضاوت و پیشداوری خودمان را آنطور که هستیم قبول کنیم و اینقدر مقاومت نکنیم.اگر لذت رها شدن از بندهای نامرئی را بچشیم ! محال است خودمان را اسیر و درگیر کنیم .

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٧) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٥) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱٥) خوشحالیم (۳٢) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٧) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٦) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦۱) مادرانه (۱۱۳) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤٢) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢۸۱) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱۱) کالبدشکافی خودم (٧٥) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳٩) یادبود (٥) یک تجربه (٧٦) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب