تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
ماه ِ مهر نویسنده: - ۱۳٩٥/٧/٢

نمی دانم روی چه حسابی مامان آن دبستان به خصوص را برای من انتخاب کرد . شاید خاله ام یکی از دلایش محسوب می شد . اغلب بچه ها از خانواده های پرجمعیت ، کم درآمد و مهاجر بودند . معمولا حمام نداشتند پنجشنبه ها اجازه می دادند ساعت اول دیرتر بیایند تا بتوانند به حمام عمومی بروند. به قول خاله ام یک ماه اول فقط آموزش بهداشت شخصی داده می شد ! مردود شدن خیلی عادی بود هر کلاسی چند نفر سه ساله داشت . یادم هست من کلاس اول بودم فهیمه چهارم بود من که به  چهارم رسیدم با فهیمه همکلاسی شدم!! کلاس پنجم کارت عروسی فهیمه به دستمان رسید! 

 اول مهر با قمقمه ا ی آویزان به گردنم، دستمال کاغذی در جیب و ظرف تغذیه در کیف  ، شسته و رُفته وگریه کنان وارد کلاس شصت نفره ی چنین مدرسه ای شدم !

چند ماه اول خیلی سخت گذشت  . خودکارم گم شد گریه کردم . دسته ی کیفم خم شد گریه کردم . قمقمه ام شکست گریه کردم . مبصر انتخابم کردند می بایست بچه ها را به دفتر می بردم مشق ننوشته بودند گریه کردم که لطفا ببخشید ! ... 

هنوز نامه ی معلمم را دارم " علیرغم تمام تلاشم بعد از سه ماه بین شصت نفر فقط با دو نفری که تا حدودی فارسی بلد هستند صحبت می کند  "

چهار سالی که در دبستان نسرین بودم قبل از هر چیز فهمیدم دنیا دور من نمی چرخد. به تدریج از همکلاسی هایم ترکی یاد گرفتم با بچه ها دوست شدم . جمع ِ بی ریایی بودند که  حتی یک لقمه نان و پنیر را با هم قسمت می کردند .هوای ِ هم را داشتند . ناب بودند . ناب ... 

خیلی پرس و جو کرده ام از هیچکدام خبری ندارم . 

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٦) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٤) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱۳) خوشحالیم (۳۱) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٥) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦٠) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤۱) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢٦٧) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱٠) کالبدشکافی خودم (٧۱) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧۳) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب