تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
میترسم از روزی که خشک شود .... نویسنده: - ۱۳٩٠/٦/۳

 

ایرانی دست خودش که نیست ... ما را از بچگی به عزت کشورمان قسم داده اند ...

ما از بچگی یاد گرفته ایم تنها گربه ی وفادار دنیا مرز های کشورمان است ...

دلمان میگیرد خزر / آبی ِ خوشرنگش را به فاضلاب داده

جگرمان میسوزد از آنور دنیا برسند و بگویند این خلیج / فارس نیست

با فرهنگ تر از آنیم که حقوق دیگران را نادیده بگیریم

اما تاریخمان را انکار نکنید ... ما برای خلیج جنگیده ایم

بحث اسم نیست ... بحث انصاف است

وسط این همه جنگ ...درد دارد از خودی خوردن

دریاچه ارومیه ، خلیج نمی شود اما جزیی از این مملکت است

درد دارد خودی هوای خودی را نداشته باشد

میترسم از روزی که خشک شود ....

و تنها چشم این گربه ی اشرافی پر از نمک گردد و خالی از ....



آنقدر بدبختی داریم که از سر کار نیامده خوابمان ببرد از خستگی

اما ایران برای ما همان مرز پر گوهر است

این گوهر ، خزر باشد ، خلیج باشد ، یا ارومیه ....

سیسنگان باشد یا علی مستان

زاگرس باشد یا البرز

کویر باشد یا بندر

.... با تمام خستگی از یادمان نمی رود ....

اینجــــــــــــــــــــــا هنوز ایـــــــــــــــــــران است

پشت پلک هایم / یک سرباز فراری را پناه داده ام

که در جیبش /هوای زاگرس را دارد

و کوله اش پر از لهجه ی شرجی زده ی خلیج است

نمی رقصد / مگر با بندری های خرمشهر زده

نمی خواند / مگر با ترکمن های صحرا نشین

سفر نمی کند مگر به نیت / عشایر

گریه نمی کند / مگر به شوری چشم ِ دریاچه اش

پشت پلک هایم / یک سرباز فراری را پناه داده ام

که با تمام جنوبماهی ها عهد بسته است

در شناسنامه شان / محل تولد

خلــــــــــیج فارس قید شود .....

پشت پلک هایم

یک سرباز فراری را پناه داده ام

که حکم تیرش را داده اند

سربازی که نقشه ی کشورش را

کودک ِ فرمانده آتش زده بود و میخندید و پدر به رویش نمی آورد و او ..............

هومن شریفی

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٦) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٤) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱۳) خوشحالیم (۳۱) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٥) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦٠) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤۱) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢٦٧) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱٠) کالبدشکافی خودم (٧۱) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧۳) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب