تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
نوشتن نویسنده: - ۱۳٩٠/۱٠/٢٩

می خواهیم نوشته مان چنان گیرا باشد که در دل خواننده صد شور برانگیزد ولی افسوس که نمی توانیم ! از آن همه آهوان گریز پا و دیر اشنای خیال و حقیقت که در پهن دشت خاطر به هر سوی در تک و پویند یکی را نمی توانیم در بند بداریم و برخود ببالیم.

 

آنچه اینجا آورده ام قسمتی از دست نوشته ی پدر همسرم هست که برای ِ من ِ تنبل نوشته شده ،بخشی از متن نوشتن ِ دکتر روشن ضمیررا برایم نوشته اند  ،باشد که به هوش آیم .


در حیرتم که دیگران باپس و پیش کردن بیست و چند حرف چگونه توانسته اند کاخ هایی از سخن بسازند که سر به آسمان بساید و دل از عارف و عامی برباید !

یکی داستان را چنان شیرین و دل نشین می نویسد که درد هستی را از یاد می برد و دیگری شعر را چنان زیبا می سراید که اشک شوق در دیده ها می گردد...

براستی که بعضی از بیان ها سحر نیست ،اعجاز است و گرنه چگونه ممکن است حال دل خود را از زبان دیگری بشنویم و خویشتن از بیان آن ناتوان باشیم ؟!...

شاید دیگران راز هنرمندی را در دل نهفته و به ما نگفته اند والّا ما هم شاعر و نقّاش می شدیم!ولی صد حیف راز هنر نگفتنی است !با خواندن چند جلد آیین نگارش و دستور نویسندگی نمی توان به زیبایی سعدی نثر نوشت و به شوریدگی مولوی شعر گفت .

حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ    قبول خاطر و لطف سخن خدادادست 

آری خوب گفتن و خوب نوشتن کار هر کس نیست . دانش آموزی که به پدرش نامه می نگارد .کارمندی که برای رئیس اداره مینوتی تهیّه می کند اگر مدّتی درس خوانده و ورزیده باشد ممکن است درست بنویسند ولی خوب نمی نویسند یعنی نوشته آنان ارزش هنری ندارد و جاودان نمی ماند .نوشته ای را همچون گوهر گرانبها در صندوق سینه می نهیم و تا دم مرگ از یاد نمی بریم و نوشته دیگر را به عطّار سر گذر می دهیم که فلفل و زرد چوبه ببندد! زین سخن تا آن سخن فرقی است ژرف ...

سعدی و حافظ شدن یک موهبت الهی است؛آتشی است که خدای توانا در نهاد بعضی ها افروخته است ولی آتش را اگر دامن نزنید سرانجام خاموش می شود .شعله شوق را با تمرین و ممارست دامن زنید تا دم به دم ببالد و جهانی را روشن سازد .

...

شاید تا حال ریگی به کفشتان رفته و یا بادی کلاهتان را برده است .این پیش آمدها به نظرمن و شما ناچیزند ولی حجازی از اوّلی و دیکن از دومی شاهکاری پدید آورده است !

...

نگریستن و دیدن ،اندیشیدن و درخود فرو رفتن ،خواندن و از اندیشه دیگران بهره مند شدن ،این است راه نوشتن به شرطی که شوری در سر و شرری در دل باشد.

اگر خوب نوشتن آموختنی نیست باری درست نوشتن را بیاموزیم.

                                                         دکتر مهدی روشن ضمیر

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٦) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٤) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱۳) خوشحالیم (۳۱) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٥) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦٠) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤۱) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢٦٧) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱٠) کالبدشکافی خودم (٧۱) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧۳) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب