تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
گشت و بازگشت نویسنده: - ۱۳٩٠/۱۱/٤


سفر به دهکده سبز کودکی کردم :

سفر به سایه پروانگان در آتش ظهر ،

سفر به قوس قزح‌های زیر بال ملخ

سفر به خلوت بارانی شقایق‌ها .

 

دوباره در تن ده سالگی فرو رفتم

دوباره،کودکی از دورها صدایم کرد

تمام شادی خورشید در نگاهم ریخت

به راز روشنی چشمه،آشنایم کرد .

 

به چشم کودک ده ساله‌ای که من بودم

هنوز،خانه ما رو به چارسوی جهان

دریچه‌هایی با شیشه‌های آبی داشت

هنوز،ابر از آن می‌گذشت و برمی‌گشت،

حیاط سبزش،آفاق آفتابی داشت ...

 

هنوز،برگ شقایق،بریده‌ی لب بود

هنوز،ساق پنیرک ز شیر می‌رویید

هنوز،خطمی،قیفی برای باران بود

هنوز،اردک،از آبگیر می‌رویید

هنوز،روح گل از چشم روشن شبنم

به آفتاب نظر می‌کرد،

ستاره در قفس شاخه‌ها نفس می‌زد

سپیده بر شتر کوهها سفر می‌کرد

هنوز،سنجاقک

هوانورد هراس آور بیابان بود

فرودگاهش،اطراف جویباران بود

هنوز،دست زدن پیشه سپیداران

هنوز،پیر شده شیوه چناران بود...

 

به چشم کودک ده ساله‌ای که من بودم

شب دراز مترسک‌ها

در آن سکوت بیابان همیشه وحشت داشت

همیشه تیر تلگراف،پای در گل بود

همیشه سیم ،به قدر نسیم سرعت داشت

 

هنوز،دخترک خوشه نشین،عروسک بود

ـ عروسکی که در انبوه کاه‌ می‌خوابید ـ

هنوز آینه،خورشید کاکلیها بود

شعاعش از کف دستم به ماه می‌تابید

 

هنوز،عشق نخستین نمی‌شناخت مرا

ولی چراغش در پشت ذهن من می‌سوخت

هنوز،چهره معصوم ناشناخته‌ای

نگاه منتظرش را به چشم من می‌دوخت...

 

دیار کودکی‌ام را قدم زنان دیدم

در آن قلمرو اوهام،در بدر،گشتم:

فضای خانه،تهی از صدای مادر بود

به کوچه آمدم و در پی پدر گشتم

 

از این دو گمشده خود،نشان چه دیدم؟ـ هیچ...

غباری از سم اسبی که در افق می‌تاخت .

تمام دهکده را آشنا گمان کردم

از آن میانه،دریغا! یکی مرا نشناخت .

 

دیار کودکی‌ام،سرزمین دوری بود

که چون سراب،درخشید و سوی خویشم خواند

دوباره، شیطان ،

                حوا ،

                    خدای بی‌همتا ،

ـ کدام یک؟ نتوانم گفت ـ

از آن بهشت دل آسودگی برونم راند ...

                                                                نادر نادرپور

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٧) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٥) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱٥) خوشحالیم (۳٢) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٧) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٦) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦۱) مادرانه (۱۱۳) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤٢) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢۸۱) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱۱) کالبدشکافی خودم (٧٥) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳٩) یادبود (٥) یک تجربه (٧٦) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب