تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
جلسه ی مدرسه ی پسر جان ! نویسنده: - ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

پنجشنبه ،جلسه ی انجمن اولیای راهنمایی سمپاد و اولیای بسیار پرمدّعایش!

واقعا که والدین ِبسیار بسیار چی هستیم ؟آفرین به آقایان و خانم های دکتر و متخصص و مهندس و استاد و ... و ... تشویق ازچنین پدرو مادری چه انتظاری داشته باشیم ؟

وقتی یک نوجوان رو در بحرانی ترین مرحله ی رشد ،با درصدهای ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست می سنجیم و خیلی راحت به هم مارک ِ نفهمی می زنیم !وقتی بچّه هامون رو هم وارد الگوی ِ طبقاتی می کنیم و مرز می کشیم وای به حال آینده 

از خودم شرم کردم که چرا رفتم ،چرا موندم؟ و چرا گوش کردم ؟

از همین نقطه ضعف، اداره ،سازمان یا هرچی که هست کمال سؤاستفاده رو کرده ودو مدرسه رو با حداقل امکانات ادغام کرده ،من و چند نفر هرچه کردیم نتونستیم بحث رو آغاز کنیم ،چرا که بقیّه ی والا طبقه از قبل گارد گرفته بودند و اگر این طور پیش بره کاری نمی تونیم بکنیم و اداره هم از بالا دستور میگیره و اجرا می کنه و هیچی به هیچی 

 

جالبه آخرای جلسه یک آقای به اصطلاح متخصص ِ پزشکی اومده طرف من با هارت و پورت که خانم من فلانم و بهمانم و پسر من نود و چند درصد زده من مخالف ادغام یک و دو هستم !من هم ساکت گوش کردم و گفتم خب همه در یک شرایط هستیم و دنبال را ه حل مناسب چه بکنیم ؟

اصلا خانم پسر شما کیه ؟کلاس چندین ؟چند درصد زده ؟

خواستم بگم به شما ربطی نداره جناب !ولی فقط گفتم من مامان فلانی هستم به خانم سلام برسونید 

وای خانم کجا ؟؟!!عرض خصوصی داشتم خدمتتون ؟و یواش می پرسه ؟معلّم خصوصی فیزیک آقازاده کیه ؟

من توی دلم :هه! 

گفتم :هیچکس ولی باباش گاهی باهاش کار میکنه 

خانم مهندس !راز شما پیش ما محفوظه !(حالم ازش به هم خورد )

من مهندس نیستم آقای دکتر!و رازی هم دربین نیست ،پسر شما هم مثل پسر خودم اگر فرصت داشت جمعه بیاد با هم بخونن ،درضمن داد و بیداد وضع موجود رو بدتر می کنه ،من حتّی عضو رسمی انجمن هم نیستم ولی کاش یا همکاری کنید یا سکوت !!از شما بعیده !

و آقای متخصص محترم راهشو کشید و رفت .

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٦) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٤) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱۳) خوشحالیم (۳۱) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٥) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦٠) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤۱) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢٦٧) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱٠) کالبدشکافی خودم (٧۱) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧۳) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب