تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
  نویسنده: - ۱۳٩۱/٢/۳

 

یکی عدد بانویِ مسلمان ِ بسیار محترم :من دیشب به... می گفتم این خانم ِ... (بنده ی حقیر منظورشه )خیلی با کمالاته و فلانه و حجاب هم خوب رعایت می کنه فقط خب چادره دیگه ،یعنی خیلی بهتون میاد اگر ....

ایرادی در پوشش من هست ؟

نه نه من به خودم میگم چادریتون بهتره 

این  بار چنان از حافظه بلند مدّتم خرسند شدم که نگو و نپرس

شما فلانی هستین دیگه نه ؟

بله !؟ منو می شناسی؟

فلان دبیرستان بودین دیگه نه ؟

بله ؟

همکار خانم ... بودین 

بله ؟؟؟؟؟ از تعجّب دهنش باز مونده بود 

من دخترشم و عکس شما و مامان و خودم رو تو دفتر دبیرستان هنوز دارم سال 57 یا 58 درسته ؟ مامانم همیشه مانتو روسری می پوشید .شما هم که خوب یادمه 

آهان ! بله ! وای چه بزرگ شدی !( یعنی باید 4-5 ساله می موندم !)

خوب یادتونه که مادر من قبل از انقلاب هم چه شکلی بود ؟منم همیشه همینم .شما هم خودتون باشین 

وای بین خودمون بمونه ها ،آدمیزاده دیگه ،من قصد بدی نداشتم ،برای خودت میگم 

بله متوجّه هستم خانم شما معمولا بین جمع بقیّه رو ارشاد می کنین ولی من اصلاح پذیر نیستم همینی هستم که می بینین وقتتون رو تلف نکنین 

همینجور بِر و بِر نگام کرد .

 

 چنان از حافظه بلند مدّتم متشکّرم که نگو و نپرس

بسی خرسند شدیم و هنوز بوی سوختگی به مشام می رسد .از یک آفتاب پرست گویا

 

پ ن : من گستاخ نیستم ،هیچوقت نبودم ولی لحن ِ نابجا و تذکّر بی ربط یک خانم پنجاه و اندی ساله دریک جمع وادارم کرد برگردم به سال ها پیش 

پوشش هر کسی البتّه که باید با  عرف و شرایط جامعه ای که توش زندگی می کنه هم خوانی داشته باشه، کسایی که منو و خانواده ام رو میشناسن خوب میدونن من در چه محیطی بزرگ شدم و چه تیپی دارم .واقعا بعضیا چه رویی دارن 

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٧) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٥) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱٤) خوشحالیم (۳٢) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٦) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦۱) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤٢) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢۸٠) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱۱) کالبدشکافی خودم (٧٤) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧٦) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب