تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
درد می کند انحنای روح من نویسنده: - ۱۳٩۱/۳/٢٥

همسرم میگه مجبوریم جاهایی برای حفظ ظاهر هم که شده بریم و با اشخاصی باشیم که دوست نداریم .نمونه اش خانم و آقای به اصطلاح دکتری هستند که من نمی دونم برای چی با هم ازدواج کردن و چرا بعد از اون همه سبک ،سنگین کردن که تفاهم ندارن دو تا هم بچّه به جمع ِ ناهمگن اونا اضافه شد !!

متأسفانه دو تا فرشته ی کوچولو قربانی لج و لجبازی و ندانم کاری های این به اصطلاح دو دکتر پُرمدّعا شدن.من هروقت اینا رو می بینم هاج و  واج میمونم که چطور زیر یه سقف زندگی میکنن ؟!! بچّه ها شدن اهرم ِ فشار این دوتا به هم وخانواده های طرفین

اوّلین اشتباهشون همون اوایل ازدواجشون بود که بوق و کرنا گرفتن دستشون و هرکدوم تو خانواده ی اون یکی شروع کرد به بد گفتن از همسرش و این عادت بد شد ملکه ی رفتارهای این خانواده

دلم نمی خواد بچّه ها با همچین محیطی آشنا بشن ،بیشتر به این خاطر که خانم و آقای دکتر !!! اونقدر از بچّه های دیگه تعریف کردند( برای ایجاد انگیزه )که بچّه هاشون خیلی حسّاس شدن ،دیروز میگم خانم دکتر حیفه اینا موندن میون شما و باباشون ،برگشته رُک زُل زده تو چشمام که من مثل دیگران بی دست و پا نیستم !بچّه های خودشه ،خودش خواسته بزرگشون کنه !! تازه (بئلارینان بینین باشین سئریمیشم! ) !بعد هم سر سفره ی غذا  به دخترش میگه  :بی عرضه ببین این (دختر )چه مؤدبه چه خوب و تمیز غذا می خوره !!! نتیجه اش چی شد ؟تا آخر شب پدرِ دخترمنو درآورد که تو چرا اونطوری غذا خوردی ؟! تا مامانم عصبانی بشه !!و ... و ... 

واقعا سرسام گرفتم .به نظرم هیچم مجبور نیستیم حفظ ظاهر و هر چی که هست رو رعایت کنیم .

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٦) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٤) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱۳) خوشحالیم (۳۱) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٥) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦٠) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤۱) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢٦٧) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱٠) کالبدشکافی خودم (٧۱) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧۳) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب