تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
بابا باغی تبریز را چقدر می شناسید ؟ نویسنده: - ۱۳٩٠/٢/٢٠

لابه لای کتابام چشمم خورد به کتاب دکتر مبین که به مامانم داده بودند .راستی چرا از بابا باغی تبریز چیزی ننوشتم ؟

بیمارستان بابا باغی تبریز در سال ۱۳۱۲ با کوچاندن قریب هفتاد و شنج نفر جذامی مرد و زن از آرپادره سی اهر به قریه بابا باغی تشکیل گردیده و بیماران مذکور در چهل اتاق محقر ۳×۴ متر مربع(اسکان داده شدند، به تدریج بیماران جذامی در شهرها و استانهای مختلف ایران به این مرکز روی آورده و دور از انظار مردم کوته نظر در این کانون محصور پناهگاهی یافته چند صباحی از عمر خود را در آرامش و آسایش سپری می کنند. دو نفر از جوانان تحصیل کرده باباباغی آقایان میرزازاده و حیدر پیر علیلو تاریخچه آسایشگاههای جذامیان در آذربایجانشرقی را تدوین و به رشته تحریر کشیده اند. آسایشگاه جذامیان در محل قریه باباباغی که روزی روزگاری محل تفریح و شکار ناصرالدین میرزا ولیعهد قاجار در تبریز بود در زمینی که توسط اداره مالیه در اختیار اداره صحیحه کل مملکت گذاشته شده بود بوجود آمده است. در قباله رسمی موجود هفتاد و پنج هکتار زمین تپه و ماهور قریه باباباغی به مبلغ ششصد تومان توسط شهرداری تبریز خریداری و جهت اسکان بیماران مجذوم کوچانده شده از آرپادره سی اهر اختصاصا داده شده است.بنا به اظهار معتمدین و سالخوردگان محل از جمله حاج اسماعیل ونیاری تأسیس قلعه بابا باغی به ۱۲۹۰ هجری شمسی برمی گردد. طبق روایت آنان قلعه در حصاری سنگی و گلی به ارتفاع سه متر و ضخامت یکمتر محصور گشته است ورود و خروج مردم و احشام فقط از یک دروازه صورت می گرفت شخصی به نام مشهدی فرج از طرف دولت کدخدای قلعه بود و آذوقه بیماران از قبیل آرد و برنج و روغن توسط نامبرده دریافت و بین بیماران توزیع می گردید که در سال یک یا دو بار بیشتر صورت نمی گرفت. خوراک غالب بیماران در تابستان نان و ماست و خیار و در زمستان سیب زمینی و لبوی پخته بیش نبود.زنده یاد مشهدی فرج در ایام قحطی از روستاهای اطراف گندم و خواربار بنام جذامیان جمع آوری کرده در اختیار آنان قرار می داد. لازم به ذکر است که علی اشرف پسر این مرد خیر در آن زمان در امر بیماریابی و انتقال جذامیان به قلعه با پدر همکاری می کرد. بیماران از نظر بهداشتی _ درمانی وضع بسیار نامطلوبی داشتند به طوریکه اهالی دهات مجاور قادر به آمدن به قاعه و افت و خیز با جذامیان نبودند. ماهی یکبار پزشکیاری از بهداری می آمد و دو رقم پماد سفید (اکسید دورنگ) و پماد سیاه (ایکتیول) از دریچه کوچکی به سوی آنان پرت می کرد. از طبیب و پرستار، دارو و درمانهای دیگر خبری نبود. بیماری جذام یکی از امراض مسری عفونی است که ابعاد پزشکی، اجتماعی و اقتصادی دارد. که بعد اجتماعی آن مهمتر از ابعاد دیگر است. جذامیان در همه کشورها و بین همه ملتها مظلومتر از سایر اقشار جامعه بودند. در تمام کشورهای جذلم خیز دنیا یک نوع ترس و وحشت (استیگما) از این بیماری وجود دارد. افراد سالم اجتماع از جذام و جذامی می ترسند و بیماران جذامی نیز از بی مهری و ظلم و ستم تندرستان جامعه در عذابند. آنچه که موجب ترس و هراس مردم است خود میکروب جذام یا باسیل هانس نیست بلکه عوارض و دگرگونیهائی که در اثر باسیل هائی در اعصاب چشم و دستها و پاها بوجود می آید، عامل این وحشت تلقی می شود. چنگیها و ریختگیهای اندامها قدرت کار و فعالیت جذامیان را از بین برده آنها را عاجز و زمین گیر می سازد.این گرفتاریها در روزگاران پیش که داروی مؤثری علیه بیماری نبودفراوان تر بود. در زمان ما وجود داروهای معالج و مؤثر مشکل درمان جذامیان را مرتفع ساخته است. تشخیص به موقع جذام و تحت درمان قرار گرفتن به هنگام جذامی معلولیتهای ناشی از جذام را به حداقل کاهش داده است.سازمان بهداشت جهانی سال ۲۰۰۰ میلادی را سال حذف جذام در دنیا اعلام کرده است. به عبارت دیگر ممالکی که تعداد جذامیانشان از یک در ده هزار نفر کمتر باشد دیگر کشورهای جذام خیز تلقی نمی شوند. در کشور ما میزان جذامیان ۱۲/۰ (دوازده صدم) در ده هزار نفر جمعیت کشور است. بنابراین با وجود درمانهای سرداروئی جذام (داپون + ریفامپسین + کلوناز یمین) جای هیچگونه نگرانی در مورد معالجه جذامیان نیست. اگر بتوانیم با برنامه ریزیهای علمی و بهداشتی در مناطقآلوده کشور بیماریابی بکنیم در کوتاه مدت به مرحله ریشه کنی بیماری خواهیم رسید به قول جذام شناسان در شرایط فعلی هیچگونه نیازی به وجود جذامخانه ها و آسایشگاهها نداریم.نزدیک به چهل سال از زمان تهیه فیلم ” خانه سیاه است” فروغ فرخزاد شاعره پراحساس و هنرمند می گذرد. بقول سرکار خانم نشاط وثوقی (مبین) لیسانسیه مامائی حالا بسیاری از خانه های سیاه قدیمی روشن و بیغوله های قدیم در هم کوبیده شده است. خانم وثوقی سالیان سال مسئولیت اداره مهد کودک باباباغی و رسیدگی به بیماریهای زنان باباباغی را به عهده داشته و با امکانات ناچیزی که در آن زمان وجود داشت مانند ماماهای قدیمی در منازل بیماران بچه های باغ را به دنیا آورده است و بسیاری از جوانان امروز باباباغی ایشان را بنام “مادر” خطاب می کنند و همچون مادر دوستش دارند. با احداث پرورشگاه کودکان به سرمایه شادروان حاج آقا گلابچی و نظارت زنده یاد حاج علی بختوری کودکان باباباغی سرو سامان یافته و در محیطی آرام و تر و تمیز دور از محیط آلوده آسایشگاه تحت تعلیم و تربیت قرار گرفتند.اینک در محل پرورشگاه بیمارستان مجهزی با اتاقهای عمل، آزمایشگاه _ فیزیوتراپی _ درمانگاه چشم و گوش و حلق و بینی _ دندان پزشکی _ رادیولوژی به وجود آمده و تحت نظارت خواهران مسیحی فابیولا _ جوزپینا _ مریم _ خواهر سلمی به بهترین نحو اداره می شود و با همکاری برادران مسیحی دکتر فراسنوافیوال و برادر سیلیوا و آقای دکتر منصور اشرفی جراح اورتوپد، آقای دکتر هادی زاده متخصص چشم، آقای دکتر علیرضا خرمی فر در خدمت جذامیان کشور قرار گرفته است. بیمارستان ۱۹۸ تختی جذامیان باباباغی بهمت همکاران و کلیه پزشکان و پرستاران و خدمتگزاران از سوی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی به مثابه بیمارستان درجه یک در سطح کشور ارزیابی شده و از مزایای آن استفاده می نماید.بیمارستان جذامیان بابا باغی تبریز تکیه گاه مطمئن برای رتق و فتق امور درمانی همه جذامیان کشور است و از اقصی نقاط مملکت برای درمان بیماریهای مختلف بدانجا روی آورده و جهت معالجه بیماریهای خود از سیستم ارجاع برخوردار می شوند. اگر بیماریشان مربوط به عوارض جذام باشند توسط پزشکان متخصص باباباغی و اگر خارج از حد تخصص پزشکان باغ بوده به تخصصهای دیگر نیازمند باشند توسط بیمارستان باباباغی به سایر مراکز پزشکی ارجاع و معرفی می شوند. . چه بسیار مردم نوعدوست که به بیماران را معاضدت نموده نیازهای آنان را از هر لحاظ مرتفع می نمایند. برای تنویر افکار ساکنین باباباغی یک باب کتابخانه عمومی به همت افراد خیر و نیکوکار و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در محل باباباغی احداث و جزو کتابخانه هاب رسمی کشور به ثبت رسیده و هر ماه تعداد قابل توجهی کتاب به گنجینه کتابخانه باباباغی افزوده می شود. دانشوران دلسوز و علاقه مند نظیر آقای مهدی دادیزاده مدیریت نشر سپهر و دوستانشان در بنیان این کتابخانه مفید نقش بسیار فعال و کارساز داشته اند. اقدامات رفاهی فراوانی صورت گرفته و چهره آسایشگاه و بیمارستان بابا باغی را کلا” تغییر داده است. علاوه بر منازل مسکونی بیماران سیستم حرارت مرکزی، حمام و مسجد و مدرسه باباباغی از نعمت گاز بهره مند گردیده است.برای نگهداری گوشتهای نذری افراد خیر به همت تجار بازار تبریز سردخانه ای به ابعاد خارجی ۵/۲×۵/۴×۸/۵ متر با ظرفیت پنج تن در جنب آشپزخانه عمومی ایجاد شده و در تمام ایام سال مورد بهره برداری قرار گرفته است. نیازهای فنی و آموزشی بیمارستان باباباغی به همت افراد نیکوکار مرتفع گردیده، یک دستگاه اوتوکلاو به ارزش پانزده میلیون ریال توسط جناب آقای مهندس عظیم نژاد و یک دستگاه ثبوت و ظهور اوتوماتیک بخش رادیولوژی توسط اطریشیهای مقیم ایران به ارزش ۰۰۰/۹۴۰/۳۸ ریال و دو دستگاه ترالی احیاء به ارزش چهار میلیون ریال و یک دستگاه لارنکوسکوپ و یک دستگاه آمبوبک توسط پایگاه دوم شکاری تبریز و یک دستگاه اوپک به ارزش یک میلیون و صد و پنجاه هزار تومان از ردیف اعتباری ۱۲۹۰۸۶ دولتی خریداری و در راستای تعالی علمی و آموزشی مورد استفاده قرار گرفته است.

 برگرفته از: هفته نامه شمس تبریزسال چهارم شماره ١٠٢

 

من این خواهران مسیحی رو دیدم نمی دونین که چقدر دلسوزانه به بیماران میرسن حتی حقوقشون رو هم صرف بچه های اونجا میکنن .پارسال یکیشون رو تو هواپیما دیدم می رفت تهران خیلی پیر شده بود ولی چقدر بااحساس بود .

اگر اونها انسانن که من چی هستم ؟

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٦) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٤) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱۳) خوشحالیم (۳۱) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٥) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦٠) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤۱) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢٦٧) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱٠) کالبدشکافی خودم (٧۱) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧۳) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب