تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آنا (آنا یعنی مادر)
خانم ِ من نویسنده: - ۱۳٩٢/٩/۱٦

وقتی از کودکستان فرار کردم به خانم پناهنده شدم !به پشت گرمی حمایتش  گفتم نمی روم اذیتم می کنند و نرفتم !حتّی به پرستار مو حنایی که مامان برایم گرفت کوچکترین محلّی نزاشتم !از رنگ موهایش می ترسیدم .خانم با عشق آشپزی می کرد و مو به مو برایم توضیح می داد .خاگینه ی ماست ،دلمه ،کوفته تبریزی . کته ی داغ با زرده ی تخم مرغش اغلب ناهارم بود می گفت برای سرفه های پایان ناپذیرم خوب است .هفته ای یکبار روی ابروهایش وسمه می کشید .با پنج میل جوراب پشمی برایم می بافت به خاطر ضخامت جوراب ها کفش های زمستانی ام را سایز بزرگتری می خریدند .دوست نداشتم جوراب ها ی رنگارنگم را همکلاسی هایم ببینند ! خجالت می کشیدم !با حوصله هربار تعریف می کرد که سرما از پا سرایت می کند و تا مغز استخوان ها پیش می رود.با پشم مرینوس جلیقه می بافت  پُرزها مثل تیغ فرو می رفتند ! باید می پوشیدم تا از ریه هایم محافظت کند !دبستان که رفتم یک ساعت زود تر دم ِ در مدرسه بود !با خانم می خوابیدم شب ها برایم قصّه می گفت !بعضی وقت ها از دوران جوانیش ،پدرش، باغی که به ناحق رفت و ازدواجش که کابوس بوده تعریف می کرد !بچّه بودم زیاد سردرنمیاوردم .نه سالم بود از مدرسه که برگشتم گفتند رفته خانه ی برادرش ! گاهی می رفت و چند روزی می ماند و برمی گشت .اینبار امّا برنگشت ! چند هفته بعد  با مامان رفتیم به دیدنش! روی تخت بود .مثل همیشه وسمه کشیده و خندان ! گفت چقدر دوستم دارد ... . فردایش برای همیشه رفت!  مادر ِ پدرم بود ولی فقط خانم ِ من بود ! اینروزها دخترم را  که صدا می زنم و برمی گردد حالی دارم  عجیب ! انگار خانم ِ من به رویم می خندد ! همان ابروها ! همان نگاه ... .

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ (۱٠) آبابا (٦) آرزو (۱) آشپزی (٥) ادبیّات (۱٤) از مطالب دوستان (۱۱) استاد (۱٦) انجمن ادبی (۱٤) او (٢) بنیاد کودک (٦) تبریز (٧٢) تغذیه (۱) تغییر (۳٤) حال ِ دلم (۳) حج (٢۳) خبر (٢٧) خدایا (٥) خواهرانه (٢٩) خوب تر (٥) خودمان باشیم (۱۳) خوشحالیم (۳۱) درد می کند انحنای روح من (۳٩) درددل (۱٦) دوست (٢) رژیم (۱) روز معلّم (٦) روزگار وصال (۳) زلزله (٢٥) سؤال (٢٥) سفرنامه (٢٢) شعر (٥٠) عکس های دوربین من (۳) فیلم هایی که می بینم (٢۳) ما (٦٠) مادرانه (۱۱٢) مرکز مشاوره من و همسر جان (٦) مشاهدات (٢٩) معلّم (۸) من (٤۱) من نوشت (٦٧) من و بچّه ها (٢٦٧) موسیقی (۱٤) نوروز (٢) هشدار (۳) وقتی بابا غیر مستقیم صحبت میکند (۱٠) کالبدشکافی خودم (٧۱) کتاب (۳٥) کودکان ایران گل های سرزمین من (٢٦) یاد باد (۳۸) یادبود (٥) یک تجربه (٧۳) یک روز ِ ما (۱٠) یک سطر خواندنی (۳٠) یک عکس (٦)
دوستان من +AB ابناالهدی اردیبهشت از زندگی آغاز کلام آنا( بلاگفا) انجمن غیبی آوا ای جوان بدان که جهان پروردگاری دارد برسد به دست آینده بعد کیهانی بوی خاک و بلوط پانویس پرشین گیگ پیرفرزانه توکای مقدس تیتوک نقش زن چند قدم نزديكتر به خدا خارخاسک هفت دنده خاطرات یک پزشک قانونی خوابگرد دادلی دوزلی دخترشهریوری در آستان بلوغ در خانه ی ما دکتر کافی دنیای اسراء دنیای زیبای من دنیای کودک دیزی راهی رها روزگار وصال روزنگار خانم شین زرمان سپینود سرهرمس مارنا سلمان شاسوسا شاید شراگیم عاشقانه ها کسری کیانا گوریل فهیم مرا آفرید آنکه دوستم داشت موسسه خیریه رفاه کودک (بنیاد کودک ) مولکول مینجق ناگهان چقدر زود دير ميشود هیچکده پرتال زیگور طراح قالب