اندر مصائب خاله ای مدرن !!!

پسر یکی از دوستام هجده ،نوزده ساله هست و خاله خطابم می کنه :))) با مادرش همکلاس بودیم .این دوستم به کل مخالف اینترنت و شبکه های اجتماعی و ... هست .پسرش نوشته : خاله به این مامان یه جوری بگو زمان عوض شده حرف منو که قبول نمی کنه درنتیجه از شما که در جایگاه خاله ی منی !!!یه خواهشی دارم .کی برات مناسبه  بریم یه کافی شاپ دنج با دوست دخترم آشنا بشی!!!

میدونی اگه مادرت بفهمه باید فاتحه ی منو بخونی ؟! 

پس یا خودت بیا ! یا مامانو راضی کن راه دیگه ای نداری .خواهش می کنم .راستی فیسم اددش کن دیگه برات پیام گذاشتم !

پ ن : مادرشم زیر بار نمیره عصبانیه چه جوررررر !

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

اصلا دلم نمی خواد در این موقعیت قرار بگیرم اینکه یک روزی پسرم بیاد بگه می خوام با دختری آشنات بکنم خیلی سخته آنا جان حتما بقیه ماجرا رو هم بگی از دوستان کسی تجربه ای داشته تعریف بکنه

پدر پسر سمپادی

در این سن کاملا عادی و طبیعی است نباید رد کرد .کاملا تایید کردن هم درست نیست .امروزه با توجه به شرایط اینترنت و موبایل باید خیلی خوشحال باشیم اگر بچه ها ما را در جریان قرار بدهند به شخصه با پسرم که وارد دبیرستان شده صحبت کرده ام سربسته مسایلی را گفته ام .خانم من هم بسیار مخالف می باشد اما ناگزیر هستیم کنار فرزندمان باشیم .مراقب آن ها باشیم .همراه نباشیم سخت خواهد بود.خانم ساناز و دیگر دوستان که نگران هستند باید خوشحال باشیم فرزندمان ما را محرم بداند و انتخاب درستی داشته باشد . در این مورد به نظر من هم با مادرش صحبت کنید و پدرش راوهم در جریان بگذارید .در این سن مخصوصا پسران احساس مردی و بزرگی دارند می خواهند خودی نشان بدهند بگویند خانواده ام هم با من همراه است و خودی نشان بدهند . مقابلشان باشید جری تر می شوند .باید آگاهی بدهید دوست دختر داشتن بد نیست و باید از این دختر محافظت کرده و آسیبی چه روحی چه جسمی به او نرساند .به قول خودش زمانه عوض شده است .

عمه

سلام.سانازجان بنده 4سال پیش پسر19 سالم بهم گفت بادختری آشناشده ودلش میخوادبه ازدواج بیانجامه .منم ظاهرابرای اینکه ازتک وتا نیوفتم استقبال کردم تلفنی بادخترصحبت کردم وبعدیه قرارملاقات توی خونشون برای ملاقاتش گذاشتم .وقتی دیدمش اصلا باخونواده ی ماوحتی پسرمم مطابقتی نداشت.من بعداون دیدارهیچ مخالفتی نکردم وخیلی به آرامی ازهم فاصله گرفتن بدون هیچگونه سرزنش ویادعوا(1)

عمه

سلام.سانازجان بنده 4سال پیش پسر19 سالم بهم گفت بادختری آشناشده ودلش میخوادبه ازدواج بیانجامه .منم ظاهرابرای اینکه ازتک وتا نیوفتم استقبال کردم تلفنی بادخترصحبت کردم وبعدیه قرارملاقات توی خونشون برای ملاقاتش گذاشتم .وقتی دیدمش اصلا باخونواده ی ماوحتی پسرمم مطابقتی نداشت.من بعداون دیدارهیچ مخالفتی نکردم وخیلی به آرامی ازهم فاصله گرفتن بدون هیچگونه سرزنش ویادعوا

عمه

مطمئن بودم اگرمخالفت ویا حالت تهاجمی میگرفتم هرگز نمیتونستم به نتیجه دلخواه برسم.خوشحالم که هم اونموضوع رفع شدوهم پسرم اعتمادش نسبت به من کم نشد.با این فضای ملتهب دانشگاه وخیل عظیم پسرودخترمجردباید دراداره ی جوانان تدبیربکاربرد.ببخشیدآناجون

مامان آرمان

فکرش هم عصبیم می کنه ها ! چه حوصله ای داری به مادرش بگو این تو این هم پسرت .آقای پدر یعنی شما می فرمایید هر کاری انجام دادند ما هم بر و بر تماشا کنیم ؟! کسی که احساس مردی می کند باید مثل یک مرد زحمت بکشد تقصیر خود ماست بچه ها رو لوس می کنیم .از ماست که بر ماست

تنها

گزارش بده ببینیم نتیجه چی شد ؟تا اطلاع ثانوی با این اسم میام [نیشخند]

ثمین

از دختر و پسر خودت نمی نویسی ها دلم برای دخترت تنگ شده

مینجیق

من از جمع نسبتا زیادی از دوستان هم سنم که مادر هستند سئوال کردم که آیا نگران آن هستند که در آینده فرزندشان بیاید بگوید عاشق شده؟ متفق القول بودند که (1) باعث مباهاتشان به عنوان یک مادر خواهی بود اگرفرزندشان او را آن قدر صمیمی می داند که این چیزها را با او در میان می گذارد. (2) عشق چیز زیبایی است و بسیار شیرین هست که فرزند هم آن را تجربه کند. یک مرحله از مراحل تکامل هست (3) عاشق آدم ناباب شدن یا شکست عشقی فرزند کابوس مادر هست. اما از ترس آن نباید فرزند را از عشق واداشت. درست همان طور که از ترس زمین خوردن روا نیست از قدم برداشتن کودک جلوگیری کنیم. مادر و سایر نزدیکان باید کاری بکنند که او چشم و گوشش باز شود و با آگاهی انتخاب کند. در صورت شکست عشقی هم در کنارش باشند تا ضربه کمتر بخورد. معتقد بودند زن و شوهر باید خود مشق عشق کنند تا فردا بتوانند آموزگار و حامی خوبی در عشق فرزند باشند

پدر پسر سمپادی

بااحترام به نظر تمام دوستان منظور من بیشتر این مورد و این گروه سنی می باشد .بچه ها از روی کنجکاوی هم که شده می خواهند هم صحبتی با جنس مخالف را تجربه کنند .فکر نمی کنم که بحث عشق و عاشقی باشد .روی صحبتم بیشتر با مادران است که در مواجهه با این موضوع بسیار جدی نباشند نادیده هم نگیرند بچه ها بیشتر دوست دارند شنیده شوند و این به معنای رها کردن آنها و سرخود بودنشان نیست باز هم باید تاکید کنم جای خوشحالی دارد اگر به ماواعتماد کرده و ما را در جریان بگذارند