نقطه ضعف آبابا

پدرهمسرم :   منیم گوزلیم ،اورگیم (هر قربون صدقه ای که پدربزرگی برای نوه اش به زبون میاره ) کی میای با هم زبان بخونیم ؟

دخترم:وای آبابا ؟ زبان خسته کننده س 

پدر همسرم:نه هر داستانی انتخاب کنی همونو می خونیم ،خوش میگذره بهت میدونی که جای تو اینجاس و اشاره کرد به قلبش 

دخترم : همین دیگه اونجا جای نوه هاس !دوست دارم شما فقط آبابای من باشین نه معلمم ! رابطه مون به هم میخوره اگرزبان بخونم !!!!!

پدر همسرم : این همه ساله معلم بودم از پس هر مدل شاگردی بر اومدم الا این دختر ! اینجا نمیزاره و باز اشاره کرد به قلبش و خندید .اما خانم کوچولو با منم نخونی باید ادامه کلاست رو بری وگرنه وگرنه ! رو کرد به من که تو سخت بگیر من نمی تونم :))))))

/ 4 نظر / 4 بازدید
معلم بازنشسته

نوه بادامین ایچی نازینن اویناماخ آبابانین ایشی هر چقدر در مورد بچه های خودم سخت گیر بودم درباره نوه ها ضعیفم به قول پدر همسرت اینجا (ته ته دلم ) نمیزاره خدا حفظشون کنه

ماهی

چقدر خوبه همچین پدر بزرگی داشتن :) خدا حفظشون کنه :)

یولداش

رابطه مون !!![قهقهه] به ترکی چی گفت این جمله ها ترکیش باحاله

ا. ش.

چه آبابایی! کلی هوس کردم! سری به ما نمی‌زنی آنا خانوم!