جلسه ی مدرسه ی پسر جان !

پنجشنبه ،جلسه ی انجمن اولیای راهنمایی سمپاد و اولیای بسیار پرمدّعایش!

واقعا که والدین ِبسیار بسیار چی هستیم ؟آفرین به آقایان و خانم های دکتر و متخصص و مهندس و استاد و ... و ... تشویق ازچنین پدرو مادری چه انتظاری داشته باشیم ؟

وقتی یک نوجوان رو در بحرانی ترین مرحله ی رشد ،با درصدهای ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست می سنجیم و خیلی راحت به هم مارک ِ نفهمی می زنیم !وقتی بچّه هامون رو هم وارد الگوی ِ طبقاتی می کنیم و مرز می کشیم وای به حال آینده 

از خودم شرم کردم که چرا رفتم ،چرا موندم؟ و چرا گوش کردم ؟

از همین نقطه ضعف، اداره ،سازمان یا هرچی که هست کمال سؤاستفاده رو کرده ودو مدرسه رو با حداقل امکانات ادغام کرده ،من و چند نفر هرچه کردیم نتونستیم بحث رو آغاز کنیم ،چرا که بقیّه ی والا طبقه از قبل گارد گرفته بودند و اگر این طور پیش بره کاری نمی تونیم بکنیم و اداره هم از بالا دستور میگیره و اجرا می کنه و هیچی به هیچی 

 

جالبه آخرای جلسه یک آقای به اصطلاح متخصص ِ پزشکی اومده طرف من با هارت و پورت که خانم من فلانم و بهمانم و پسر من نود و چند درصد زده من مخالف ادغام یک و دو هستم !من هم ساکت گوش کردم و گفتم خب همه در یک شرایط هستیم و دنبال را ه حل مناسب چه بکنیم ؟

اصلا خانم پسر شما کیه ؟کلاس چندین ؟چند درصد زده ؟

خواستم بگم به شما ربطی نداره جناب !ولی فقط گفتم من مامان فلانی هستم به خانم سلام برسونید 

وای خانم کجا ؟؟!!عرض خصوصی داشتم خدمتتون ؟و یواش می پرسه ؟معلّم خصوصی فیزیک آقازاده کیه ؟

من توی دلم :هه! 

گفتم :هیچکس ولی باباش گاهی باهاش کار میکنه 

خانم مهندس !راز شما پیش ما محفوظه !(حالم ازش به هم خورد )

من مهندس نیستم آقای دکتر!و رازی هم دربین نیست ،پسر شما هم مثل پسر خودم اگر فرصت داشت جمعه بیاد با هم بخونن ،درضمن داد و بیداد وضع موجود رو بدتر می کنه ،من حتّی عضو رسمی انجمن هم نیستم ولی کاش یا همکاری کنید یا سکوت !!از شما بعیده !

و آقای متخصص محترم راهشو کشید و رفت .

/ 4 نظر / 3 بازدید
panda

با سلام تا بوده متاسفانه چنين بوده! و روز به روز هم بدتر شده!

panda

با سلام تا بوده متاسفانه چنين بوده! و روز به روز هم بدتر شده!

فرزانه

حقیقتش با نوع جملاتی که در دعوتنامه نوشته شده بود حدس می زدم که شرکت در چنین جلسه ای دست کم فایده ای نخواهد داشت حالا مطمئن شدم که فایده که ندارد ضرر هم داشته برای اعصاب و روان آدم...خوشحالم که شرکت نکردم تقریبا اطمینان دارم که تصمیم گرفته شده و برگزاری جلسه فقط برای آماده سازی روانی اولیا بوده است مگر وقتی داشتند مدارس 1 و 2 را ادغام می کردند مگر نظر ما را پرسیدند ؟ مگر به امکاناتی که ندانسته از دست بچه های ما گرفتند فکر کردند ؟ و تا حالا جز توجیه کمبودها چه کرده اند ؟ دیگر تقریبا رسیده ام به این که این جا نمی شود برای آینده بچه برنامه ریزی کرد روزی ممکن است با یک ندانم کاری و غفلت آقایان همه برنامه هایت بهم بریزد و امان از فیس و فوس اولیایی که همه نداشته هایشان را در بچه هایشان می خواهند ...اونهایی که بازور صدتا معلم خصوصی اینجا قبول شده اند تا ابد محتاج معلم خصوصی خواهند ماند چه بسا برای اداره زندگی شخصیشان در آینده هم معلم لازم داشته باشند