مشاهدات مادرانه

بچّه ها بزرگ شده اند و حساس ! کوچکترین تغییر حالت در چهره و حتّی تن صدای ِ ما را تحلیل می کنند .خیلی تلاش می کنند حساب شده صحبت کنند در عین ِ حال به پر و پای هم نپیچند ! که محال است  :))) 

دخترم : دوست ندارم موهام رو ببافی چون نمی خوام شبیه بچّه های مهد کودک باشم !

راننده ی سرویس به ما گفت دیوونه ها اصلا شوخی خوبی نبود اونقدر ساکت موندم تا جلوی همه از من معذرت خواست .بخشیدمش ولی خوشم نیومد !

پسرم : پرده ی اتاقم مناسب سن و سال من نیست !

نباید یک ذزه حتّی یک اپسیلون هم بهانه دست دبیر عربی بدم ! دوست ندارم با من اونطوری که دلش می خواد صحبت کنه

در ضمن این رنگ چه بهت میاد !!!!  

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
فرزانه

سلام باورم نميشه يعني راننده سرويس ها با ساکت ماندن يچه معذرت خواهي مي کنند؟ اوضاعمون خيلي خوبه پس من که از حرفايي که پسرک از زبان معلمانشون در بهترين مدرسه شهر!! تعريف مي کند شاخ در ميارم

[لبخند]