همایش انجمن ادبی بانوان تبریز

 

انجمن ادبی بانوان مهر ِ تبریز  که دبیر اجرای آ ن خانم مهری شوقییان هستند.همایشی جهت اختتامیه کتابهای گلستان سعدی ومتون برگزیده ادبیات فارسی ودیوان پروین ترتیب داده بود که درآن از حضور دکتر نبوی(مثنوی پژوه )وخانم دکتر باقری( استادنمونه وچهره ماندگار) ودکتر بزرگی (پاتولوژیست واستاد موسیقی ایرانی)ودیگر اساتید دعوت کرده بودند که این بزرگواران با داشتن مشغله کاری وفرهنگی افتخار حضور وسخنرانی جهت حمایت از اعضا بانوان فرهنگ دوست را داده بودند.

خوش به حال همه ی عزیزانی که رفتند ،جمعه همسر و پسرم نبودند نتونستم دخترم رو تنها بزارم و طبق معمول نتونستم برم . این عکس را از خانم شوقیان گرفته و اینجا گذاشتم تا بگویم زنان شهر ِ من این چنین هستند و من به آن ها افتخار می کنم .این خانمی که دسته گل دستشون هست خانم دکتر باقری هستند .یک بانوی ِ نازنین ِ به تمام معنی .

/ 11 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنا

توی یکی از جلسات که من بودم همین خانم دکتر باقری در مورد همسرداری توصیه های خیلی جالبی داشتند ،یا بعد از پایان هر جلسه هرکدوم از اعضا باید یک مطلب جدیدی در هر زمینه ای که باشه به بقیه یاد بده و یا بخونه اینه که به نظر من ارزشمنده

مینجق

این گونه فعالیت ها و دور هم جمع شدن های بازنشسته ها قطعا ارزشمند هست. ولی من فکر می کنم این خانم ها در سخت گیری نسبت به ورود افراد جدید -به خصوص جوان تر- به جمع خود حکمتی می بینند. شعر های پروین که برای آن نسل آن قد ارزشمند و دلنشین است از نظر متولدین دهه ی شصت و هفتاد به قول خودشان boringمي نمايد. اگر اين جوري پيش برود من فكر مي كنم دختران متولد دهه ي هشتاد و نود شعرهاي پروين كه سهل است شعرهاي فروغ را هم boringخواهند يافت. ارتباط برقرار كردن سخت مي شود. البته نظر من است. شايد اشتباه ميكنم. سخت تر از آن ارتباط برقرار كردن با تراختوري هاي محترم خواهد بود كه امروزه درصد عمده اي از جوانان تبريز را تشكيل مي دهند. اين جوان ها نياز دارد با نيم نسل يا يك نسل قبل از خود ارتباط داشته باشند. نياز فرهنگي دارند. اگر نخبه هاي خود شهر نتوانند اين نياز را برآورد ه كنند بيگانگان بدخواه مي كنند و نتايج بسيار تلخ خواهد بود. من فكر مي كنم در تبريز سال 1390 توجه به همين جوان ها خيلي بيشتر اهميت دارد تا همدردي با يتيم شعرهاي پروين در سال 1310. اين نظر من هست. شايد اشتباه مي كنم.

مینجق

شايد يك نفر آن قدر دل-گنده و آن قدر اجتماعي باشد كه از يك طرف در اين جمع حضور پيدا كند و با آنها شعرهاي پروين را بخواند و روز بعد با فلان جوان در فاميل كه نياز به ارتباط دارد بنشيند و در مورد تراختور حرف بزند به گونه اي كه آن جوان با او احساس راحتي كند تا جايي كه نيازهاي فكري اش را با او بازگو نمايد. اين خيلي عالي است! اما اكثر افراد اين همه انعطاف پذيري ندارند. اگر در آن جمع باشند وقتي با جوان تر ها رو به رو مي شوند بر سر آنها مي زنند كه چه نشسته اي و در مورد تراختور حرف مي زني كه يتيم شعرهاي پروين اشك هاي غلطان داشت! با اين سركوفت ها آن جوان از او دور مي شود. اين فاصله گرفتن ها به زيان جامعه است. من فكر مي كنم يك نفر در رده ي سني ما مسئوليت دارد كه نگذارد اين فاصله ها ايجاد شوند. خانم هاي بازنشسته زحمت هايشان را كشيده اند واكنون از آنها در اين زمينه انتظاري نمي رود. البته باز هم من با توان ناكافي و محدود خودم حرفي زدم. قياس به نفس كردم. شايد شما آن قدر از نظر روحي پرتوان باشيد كه با هر دو جمع و با هر دوخرده فرهنگ بتوانيد به نيكويي تعامل كنيد. (اكثريت كساني كه من مي شناسم (از جمله خودم)ولي نمي توانند.)

مینجق

در تبریز اغلب والدین سر "شعور لو لوخ" روی بچه هایشان فشار می آورند. اتفاقا من فکر می کنم این فشار خیلی خوب است. ممنون والدینم هستم که این مفهوم را در ذهنم کاشته اند. هرکجای دنیا هم برویم همین مفهوم به درد مان می خورد. اما علاوه بر آن والدین و بزرگترها بخواهند سلیقه ای در نوع شعر و موسیقی هم به عنوان ارزش تحمیل کنند (مثلا بگویند فرهنگ تراختور بد هست و فلان انجمن ادبیات فارسی خوب است) دیگه جوان می تواند به حد عصیان برسد. باید انتخاب کرد! اگر با من باشد قطعا ترویج"شعور لو لوخ" را انتخاب می کنم.

مینجق

چیزی که می خواهم بگویم نوجوان یا جوان تبریزی در سال 1390 نیازهای مبرم فرهنگی ای دارد که با این پاردایم پاسخ داده نمی شود. نیازها مبرم هستند! اگر پاسخ داده نشوند نتایج زیانبار و جبران تاپذیری در انتظار است. نیازهایی که توجه همنسلان ما را طلب می کنند. اما اغلب همنسلانم را که دیده ام به این نیاز ها بی توجه هستند. با شعار زدگی و تکرار حرف های کلیشه ای از پیش اماده شده می خواهند آنها را از سر باز کنند. اگر هم حرف هایشان خریدار پیدا نکرد (که اغلب نمی کند) با کلام خشن آنها را بیشتر از خود می رانند. همان مهندسی فرهنگی که از طرف حکومت به آنها اعمال می شود می خواهد به جوانی که با دنیا در ارتباط است تحمیل کنند. در عمل جور در نمی آید !

آنا

در مورد جوانان امروزی حق با شماست اتفاقا این سؤال رو یکی از خانم های حاضر در جمع از خانم دکتر باقری پرسیدند که چه کنیم جوانان امروزی یا به قول شما تیراختوری را هم علاقمند کنیم و بتونیم با اونها صحبت بکنیم ؟ البته به نظرمن ارتباط با جوانان تیراختوری بسیار راحت تر از بعضی عزیزان نسل ِ پیشتر از ما هست که مرغشان یک پا دارد و جوانترها رو هم از خیلی مسائل زده کرده اند .ما دهه ی پنجاهی ها راحت تر می توانیم با جوان ها ارتباط برقرار کنیم . به نظرمن باید به فکر تلفیق روش ِ شعورلولوخ و تیراختوری باشیم [نیشخند]

مینجق

فکر خوبی هست.[لبخند] موفق باشید[گل].

ا. ش.

من وقتی چنین اخباری را می شنوم احساس می کنم روح ایرانی در کالبد مردم این سرزمین هنوز زنده است. به نظرم این جمع یا چنین جمع هایی به دنبال عملگرایی یا تاثیرگذاری صرف نیستند. آنها پیر یا جوان با عشق و انسی که به فرهنگ پارسی دارند با چنین حرکت هایی دوام و ثبات خود را در جریده این عالم وانفسا ثبت می کنند. من به عنوان یک ایرانی عمیقاً قدردان حرکت و پویایی ایشان هستم، و نیز شما.

باهری

سلام بدون شک همینطوره... خدا حفظشون کنه. [گل]

علرضاشیدا

مطالعه مجموعه غزل علیرضا شیدا/ گلها مسافران مسیری دو روزه اند/ بدون نیاز به دانلود http://www.mosaferanemasir2roze.blogfa.com/ ******* علاقمندان شرکت در بخش شعر و مقاله برای کنگره بزر گداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری همسفر با پائیز فقط تا 31 /3 /91 فرصت دارند ، نشانی کاشان انجمن ادبی کلیم کاشانی صندوق پستی 1673 تلفن 09132639715 تمام وقت پاسخگوست. http://hamsafarbapaeez8.blogfa.com/ ******* مطالعه مجموعه غزل علیرضا شیدا/ پرواز کن تا آسمان عشق آبی ست/ بدون نیاز به دانلود http://parvazkontaaseman.blogfa.com/