فرش ،رنگ

با دوست هفتاد و چند ساله ام رفته بودیم مظفریّه ،جعفریّه و ... بازار فرش تبریز ،حجره هایی که هرکدامشان تاریخ بودند و فرش های محشری که حیف شد نتوانستم عکس بگیرم .نه اینکه اجازه ندهند،موقعیّت جوری بود که اصلا نتوانستم بین ِ کلام پدر همسرم و دوستانش بلند شوم و عکس بگیرم .پدر همسرم عاشق این است که لابه لای فرش های چندین و چندساله ی بازار فرش تبریز بچرخد و از نقشه ها و رنگ ها بگوید .

/ 3 نظر / 6 بازدید
الهام

می دونستی می تونی از این وبلاگت در آمد داشته باشی. به من هم یه سر بزن

پریسا

وبلاگ جالبی دارید. به من هم سر بزنید

بولوت

خیلی قشنگن فرشای بازار تبریز.البته نمیدونم اونق قسمتی که من رفتم اینجاهایی که شما میگید یا نه) اونقدر که آدم تعجب میکنی کی دلش میاد اینا رو بندازه زیر پاش؟ من اما همیشه پس زمینه ی ذهنم به اون قالبافاییه که سهمشون از قیمتای نجومی این فرشا یه پول بخور نمیره.