درخواست های مردم منطقه

جایی خواندم که زلزله ی آذربایجان را کرده اند توی بوق و کرنا !!!! هرچند آنقدر انصاف داشتند که ننوشته بودند شمال غرب !

در هفته ای که گذشت سعی کردم تا جایی که می توانم آرامشم را حفظ کنم و احساساتی نشوم  .چیزی ننویسم که موجب وحشت شود یا جنبه ی بزرگ نمایی داشته باشد .حتّی یکی از مطالبم را در مورد روستای باجاسی حذف کردم.به زبان ساده از نیازها نوشتم .شاید کسی در گوشه ای بخواند و کمکی باشد .منکر وظیفه ی هلال احمر و نهاد های ذی ربط در کمک رسانی نیستم .امّا ،امّا ... ترجیح می دهم در این باره ننویسم .دست همه ی نهادها و هلال احمر درد نکند خیلی زحمت کشیدند.

 

دخترم به شدّت ترسیده نمی توانم تلویزیون را روشن کنم .هر  چند که چندان هم در این مورد بحثی نمی شود! دوستانی که هر روز  به منطقه می روند عکس ها را برایم می فرستند. خدا می داند که این بغض اینجا توی گلویم گیر کرده و من قورتش می دهم .زلزله البتّه که بلای طبیعی است و باید صبور بود .ولی این صبوری با بی خیالی و سهل انگاری و ندید گرفتن فرق می کند .

 قبول ندارم زلزله یا هر بلای طبیعی تنبیه خداوند است (این اعتقاد شخصی من است ).از نظر من چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .به هرحال این اتّفاق افتاده وظیفه ی انسانی من است که در حد توانم کمک کنم .(توجّه کنید که من، نه ما و نه شما ! هیچوقت درباره ی دیگران پیش داوری نمی کنم ای کاش بعضی افراد  آنقدر رو راست بودند که کامنت خصوصی نمی دادند دروغ ننویس  و واضح می گفتند از زلزله ننویس ! من برای کسی تعیین تکلیف نمی کنم ولی این دوستان مجبور نیستند آنا را بخوانند )

هنوز بعد از هفت روز هست روستایی که پای دکتری ،کمکی به آن نرسیده !!!! به گفته ی شاهد معتمدی روستایی که گرگ هایش بیشتر از انسان های زنده بودند !(روستای حشمت آباد )

کاش هلال احمر یا هر سازمانی که میتونه بعد از روستای قشلاق سفلی هم سری بزنه

درخواست های  مردم به نقل از صفحه ی کوی ولی عصر :

1) کرم ضد آفتاب به درخواست خود روستاییها ( صبحها داخل چادر هواش گرمه و همش بیرون هستن )
2)چراغ قوه و باطری به درخواست خود روستاییها
3)بیل و کلنگ به درخواست خود روستاییها
4)کلاه آفتاب گیر به درخواست خود روستاییها
5)روغن و برنج
6)فلاسک و چایی و قند
7)ماسک برای جلوگیری از گرد و غبار و میکروب موجود در هوا
8) لباس گرم , همین الان دمای هوا در منطقه تا 8 درجه بالای صفر کم میشه !

/ 4 نظر / 6 بازدید
باران

انا جان:اطلاع رسانی شما خیلی مفید بود خیلی از بستگان من هم در تبریز بودند و در جریان اوضا تبریز بودم. بحث رعب و وحشت انداختن در دل هم نیست. زلزله است برای هر کسی هم پیش می امد حتما قدر ارامشش رو از دست میداد. از نوشته های شما میشد فهمید که فشار زیادی روی شماست. امیدوارم به زودی زود ارامش بر دل تمام تبریزی های عزیز باز گردد.

کیانادخترشهریوری

کیم بولور نه چهدیلر بیزیم باجی قردشلریمیز؟[ناراحت]

پری

تبریز هنوز زلزله میاد؟

مامان آمیتیس

سلام انا جان . امیدوارم امروز ،آرامتر از قبل و روزهای بهتری برای آذربایجان " و همه ایران" در راه باشه. تا اونجا که می تونستیم یه سری وسیله آماده کردیم ، امروز بسته بندی کردم که بفرستیم، چیزی که از یک هموطن انتظار میره کمک در حد توانه، این اتفاق ممکن بود در هر جای دیگر این سرزمین می افتاد، قلب ما همراه شماست