معیار تشخیص سلامت طبق استاندارد های ِ ما

دیشب 

دخترم :من با بابا می خوابم 

پسرم : لحاف و بالشش رو آورد !

اَه گفتم من با بابا می خوابم ،نگفتم ما!

اِ ؟! بابا ی منم هست ،بابا وسط می خوابه 

نه 

بله 

نه 

بله 

...

پسرم :مامانننننننن نگران نباش ،حالش خوب شده ،کاملا خوبه ! 

-از کجا فهمیدی ؟

پسرم :خب داریم بحث می کنیم !!!

 

پ ن : بحث به نقل از فرهنگ نامه ی خانواده ی ماعبارت است از نوعی گفتگوی پایان ناپذیر ِ ادامه دار از روی لج و لجبازی!

/ 4 نظر / 4 بازدید
فرزانه

سلام خوشحالم دخترنازنینت خوب شده و وارد گفت و گوهای بی پایان

باهری

سلام خدا بهتون صبر بده...[ناراحت]

زنانه تر از هر زنی. . .

ای خدای بزرگ که در آشپزخانه هم هستی و روی جلد قرص های مرا می خوانی لطفا کمی آن طرف تر! باید همه ی این ظرف ها را آب بکشم ...و همین طور که دارم با تو حرف می زنم به فکر غذای ظهر هم باشم نه! کمک نمی خواهم خودم هوای همه چیز را دارم پذیرایی جارو می خواهد غذا سر نمی رود به تلفن ها هم خودم جواب می دهم وگردگیری این قاب… یادت هست ؟ اینجا کوچک بودم و تو هنوز خشمگین نبودی و من آرامبخش نمی خوردم درست بعد طعم توت فرنگی بود و خواب که تو اخم کردی به سیزده سالگی ملافه و رویاهایم ببخش بی پرده می گویم اما تو به جیب هایم کیف دستی کوچکم و حتی صندوقچه ی قفل دار من چشم داشتی!ای خدای بزرگ که توی آشپزخانه ام نشسته ای حالا یک زن کاملم چیزی توی جیب هایم پنهان نمی کنم کیفم روی میز باز مانده است هر هشت ساعت یک آرامبخش می خورم و به دکترم قول داده ام زیاد فکر نکنم لطفن پایت را بردار می خواهم تی بکشم! ................. مرسی