قیاس مع الفارق !

صبح ساعت هفت

دخترم گیره هاشو زده ،شسته و رُفته گل به دست دم در:قبلا مدرسه ها مثل حالا نبودن و بعد ها هم مثل حالا نخواهند بود ولی دل همه ی دانش آموزان قبلی و بعدی هم مثل ِ الان ِ من یه جوری بوده و خواهد بود ؟!!!!!!!!!!!!

پسرم :جوراب به دست ،کوله اش هم که باز ! خب من حاضرم بریم !! 

توی ماشین 

گزارشگر رادیو:اسم و خاطره ای از معلّم اوّل دبستان بگین ؟

همسرم :من یادم نیست معلّمم کی بود ؟اصلا اوّل دبستان یادم نمیاد !

من :جز به جز یادمه ،چقدرم گریه کرده بودم :)) 

/ 0 نظر / 5 بازدید