یاد سیب زمینی برشته با نعناع

 به تلافی چند زمستان ِ بی برف و بورانی که پشت سرگذاشتیم برف می بارد ! چه جور ...!شهر شبیه سال هایی شده که صبح های سرد و تاریکش پیاده به مدرسه می رفتم !بی تعطیلی و بدون سرویس !زیر چکمه های کفش ملّی مشهورِ آن زمان! سیخ داغ می کشیدند که لیز نخورد ! صبح مادرم یک جفت جوراب کهنه می داد که از روی کفش هایم بپوشم جهت محکم کاری و اطمینان از ضد لیز بودن !هرچند که من سرکوچه جوراب ها را در می آوردم و پی زمین خوردن را به تنم می مالیدم :) گمان می کردم بچّه هایم چنین زمستانی رانخواهند دید ! خاطرات کودکی ام برایشان جالب است ولی به قول معروف شنیدن کی بود مانند دیدن !دیشب پسرم پرسید کرسی چیه ؟دیدی ؟برایش تعریف کردم که خانوم ِمن در اتاقش کرسی داشت البتّه برقی بود ومن تجربه ی خواب شیرین و دلچسب  زیر لحاف کرسی برقی را داشته ام همراه با عطر و طعم سیب زمینی تنوری هایی که روی بخاری نفتی  توی نمک برشته می شدند با نعناع !

/ 4 نظر / 4 بازدید

من کرسی زغالی را یادم هست پدر بزرگ و مادر بزرگم آن را داشتند. ما هم از آن لذت می بردیم.

فریناز

خیلی صمیمی تعریف میکنی خاطره هات منو میبره به بچگی خودم

مينجيق

[لبخند]ديروز شاهين يك مقاله مي خواند در مورد تاريخ سيب زميني. بنا به آن در قرن 18 سيب زميني غذاي اعياني اشراف فرانسه شده بود!

خانوم میم

آخ که منم با خوندن پستت هوس کردم برم زیر کرسی و بشینم تنهای تنها برای خودم کتاب بخونم.چای بخورم.چرت بزنم . به به