رساتر از فریاد :)

هفته ی قبل پنجشنبه دخترم دوتا از دوستای صمیمیش رو برای ناهار دعوت کرده بود .دخترا اونقدر خندیدن و دویدن و ... من که نشسته بودم توی آشپزخونه کیف می کردم هر چند  بعدا اونقدر دخترم سر وصدا کرد شب مثل کسایی که موج انفجار گرفته باشه منگ بودم . پسرم عقب نشینی کرده بود اتاقش در رو هم بسته بود ! صدای غالب جیغ وداد و فریاد البته که دخترم بود ! از طرفی حسابی هم دستور می داد خاله بازی کنیم ،بشینیم ،بخوریم  ! طوری شد که به بهونه ای یواش گفتم چه خبرته داد میزنی ؟  جواب داد بازی می کنیم دیگه ! راحت باش به کارت برس!!! چیزی خواستن به خودم میگن من خودم میزبانم ! عصری بعد از رفتن مهموناش من که سرسام گرفته بودم ! مسکن خوردم خوابیدم .

 

دیروز رفته بودم مدرسه اش ؛ معلم ها رو از امسال  تفکیک موضوعی کردن :)))  _علوم و ریاضی _ ادبیات و مطالعات اجتماعی و هدیه _هنر_قران

یک ریز بدون وقفه نیم ساعت همه ازش تعریف کردند !!! آخر سر گفتن تنها یه نکته رو باید اشاره کنیم خیلی آروم صحبت میکنه احتمالا خجالت میکشه یا تن صداش اینجوریه !! دوست داریم توی کلاس با صدای رسا توضیح بده !!!!! توی دلم گفتم کاش ازپنجشنبه فیلمی داشتم صدای رسا و ... میدیدن :) 

شب قبل از خواب : فکر نکنی آروم صحبت میکنم خجالتی هستما ! اون جاهایی که شک دارم عمدا یواش صحبت می کنم بعدش از حالت صورت خانمم می فهمم اشتباهه زودی جواب صحیح رو میگم :)))))) 

/ 3 نظر / 3 بازدید
ثمین

واییییی دلم خواست که منم دختری داشته باشم اینجوری [نیشخند]

ثمین

راستی اونقدر به اصطلاح تفکیک موضوعیت خندیدم خوب بلدی اصطلاحات به کار رفته در اخبار و سیاست رو زیرکانه به کار بگیری[نیشخند]

سروناز

آنا جان از مدرسه دخترت راضی هستی ثبت نام اول دبستان از چه تاریخی شروع میشه دختر من نیمه دومه دنبال مدرسه ای هستم یه سال زودتر مجتمع آزاد قبول کنه بعد دوم جهشی بخونه از بقیه هم سن و سالاش عقب نباشه