معلّمی شغل انبیاست

وقتی انتخاب رشته می کردم مامانم به هر روشی سعی میکرد وادارم کند دبیری بزنم مخصوصا ریاضی و من ِ بی تجربه اون زمان به خودم می گفتم آخرش باید تو مدرسه باشم دیگه ،شاید چون از وقتی چشم باز کردم همراه مادرم مدرسه می رفتم این محیط برای من تازگی نداشت خلاصه آخرش هم اصلا دبیری نزدم ولی معلّمی چقدر لذّت بخش بوده و من نمی دانستم .

هفته ای یکبار با  خاله های بازنشسته ام زبان می خونیم . .نصفش که  به هم می خندند زنگ تفریحش حافظ می خوانند یا فال حافظ می گیرند .آخرش هم  قرآن دوره می کنند !! این وسط فرصتی شد من هم چند کلمه درس می دهم .با این وصف وقتی تلفن زنگ می زند خاله ام بسیار محترمانه جواب می دهد .الان نمی تونم صحبت کنم کلاس زبان دارم!!!!!!!!!!!!ولی خیلی خوش میگذره، از زاویه ی یک مثلا معلّم دیدن چقدر جالبه اگر به زمان گذشته برگردم حتما انتخاب اولم دبیری می زنم

/ 0 نظر / 4 بازدید