گاهی بهتر است به عقب برگردیم ...

لذّت بردن از داشته هایمان را یاد بگیریم .آنقدر نزدیک اند که برایمان تکراری و عادی شده اند .نمی بینیم چه داریم! شاید هم فکر می کنیم هنوز فرصت نگاه کردن داریم وهمیشه در دسترس هستند .ولی زمان برای هیچکس صبر نمی کند تافته ی جدا بافته نیستیم که استثناء محسوب شویم .اینروزها اکثر ما از زندگی کردن فقط دویدن هایش را به خاطر داریم.گاهی چنان درگیر می شویم که فراموش می کنیم برای رسیدن به چه این چنین در تلاطم و تلاشیم !لحظه ای درنگ هم لازم است .مکث کنید و به آنچه پشت سرتان جا گذاشته اید نگاه کنید . به عقب برگردید خودِ خسته ای که جایی در پیچ و خم این راه جا گذاشته اید را پیدا کنید و دستی به سر و رویش بکشید . تیمارش کنید .اگر خودتان را فراموش کنید به هیچکس و هیچ چیز نخواهید رسید حتّی اگر دونده ای حرفه ای  باشید در حدّ ِ المپیک ! 

/ 4 نظر / 4 بازدید
..

آنا جان مایلم بدونم اسم دختر و پسر نازنینت چی هست !!من فضول اسم مم نمیدونم واقعا این چه اخلاقی دارم

دوست

به .. کمی دقت در حواشی بلاگ شما را به جواب می رساند [نیشخند]

مامانی جدید

هر روز بیشتر مجذوب شخصیتت میشم !

فرزانه

سلام آخ خود خسته ی من ... خیلی وقت است نوازشت نکرده ام