سرگرمی من و عمه

امروز با عمه جانم رفتم به جلسه ی ادبی سری صبح، برای من همین یک جلسه در ماه هم غنیمتی است .یک جمع صمیمی و جمع و جور تر نسبت به انجمن بعد از ظهر ،جالب اینکه اکثرا با تکنولوژی دوست شده اند به اینترنت سرک می کشند .حتّی مستقیم با گوشی به نت وصل میشن و سرچ می کنن ! گوگل باز شده اند ! حسابی راه افتادن :) علاوه بر حافظ و خلاصه ی کتابی که هر جلسه گفته می شود بحث آزاد هم دارند.داستان امروز سفر ِ دولت آبادی بود .در مورد مزایا و مضرات ارتباطات نتی و تاثیر اون درتغییر شکل و ماهیت  رفت آمدها و ارتباط ها هم بحث شد.

در ضمن جلسات نقد داستان شهر کتاب ابتدای کوی سیزده آبان جمعه ها صبح 9-11 و دوشنبه ها بعد از ظهر نقد داستان در مجتمع فرهنگی جنب مسجد طوبی عصر برگزار می شود.

/ 6 نظر / 8 بازدید
همشهری

واقعا از این مدل جمع ها هست ؟فکر می کردم توی فیلم ها می توان دید ! عمه جان شما مگر با شما هم سن و سال هستن ؟که با هم سرگرمی یکسانی دارید محض کنجکاوی پرسیدم !

ماهی

عمه تون فرهنگی هستن؟

ا. ش.

خیلی مایه مباهات است، از این انگیزه و از این تلاش خوشم می آید.

مامانی جدید

خیلی حوصله داری نه ؟یه جورایی خاصی می دونستی ؟من جای تو بودم توی این سرما پتو رو می کشیدم رو سرم و می خوابیدم :))))

مینجیق

خوش به حال شما که چنین عمه هایی دارید! خوش به حال عمه ها که چنین برادر زاده ای دارند! من هم از داستان های دولت آبادی خیلی خوشم می آید. کاش فرصت کردیدبگویید در مورد داستان های او چه صحبتی شد.

فرزانه

سلام راست می گویند قابل باور نیست آدم با عمه اش سرگرمی مشترک داشته باشد عمه های من که خیلی پیرن