دختر جانمان شاغل می شود

دخترم :من تصمیم گرفتم چی کاره بشم (کاملا جدی)

پسرم :من میدونم عروس میشی دیگه هه هه (با تمسخر)

دخترم :اون که معلومه بله که میشم با تاج سفید ،تور بلند و دامن پفی و لاک و رژ قرمز ولی این شغل نیست هه هه

پسرم :؟؟؟؟چی ؟

دخترم :تصویرگر کتاب کودکان

من :یه بارم بگو!

پسرم :چی؟اینی که گفتی چند بخشه ؟

دخترم :من کاملا جدی هستم .همونی که روی جلد کتابام نوشته و میخونی  برام نویسنده ؛مترجم ؛تصویرگر همونو میگم نقّاش کتاب کودکان یعنی همین

پسرم :ببینم مگه تو میتونی بخونی ؟کی بزرگ شدی من نفهمیدم؟

دخترم :هه هه وقتی درس میخوندی

مامان من تصویرگر میشم ،همین

ومن فقط آرزوی سلامتی و شادی براشون میکنم و در یک دایره ی وسیع همین آرزو رو برای همه ی بچّه های جهان دارم . هر چی دوست دارن همونو بخونن و تو هر زمینه ایی دوست دارن کار کنن و مفید باشن اینم از شغل دختر جانمان

/ 4 نظر / 6 بازدید
محمد رفیعی

شما هم به جمع بازدیدکنندگان وبلاگ " یک فنجان تفریح " بپیوندید

باهری

... خب اینم شغلیه واسه خودش. امان از دست این بچه ها... و سپاس ازشما

دیمزن

منم دوست دارم اين شغل رو! از كجا معلوم شايد يه روز با دختر شما همكار شديم!!![نیشخند]

خ.م.ا.ر

تو که می دونی اسم بچه که میاد قتد تو دلم آب میشه... یه گاز ملوس ازون دخترت بگیر منم دلم میخواست بزرگ که شدم معلم بشم ولی نشد[ناراحت]