آستین ِ من بفرما

چند ماهی هست که اسباب کشی کردیم .انگار که ساختمون ارواحه ،سکوت و سکوت جز خانمی که در طبقه ی اوّل هست و رفت و آمد همه رو به ثانیه ثبت میکنه کسی رو ندیدم .

باقیافه ای تقریبا شبیه این عکس :

 سخت مشغول رُفت و روب و ... بودم که در زدند و یک خانم (خانوم به تمام معنا !) پشت در بودند .

بله ؟

- از حاج خانوم بپرس (ضمیر تو!) ببین وقت دارند(ضمیر ایشان !) ؟ 

بفرمایید

- گفتم از حاج خانوم بپرس (امری) 

نیستن  

- تشریف آوردن بگو طبقه ی فلان عصر مزاحم میشه 

 و بدو ن خداحافظی تشریف بردند !

عصر

من درلباس پلو خوری :) و بازم در زد وبله دیگه منم شدم خانوم !

- سلام ،وای من شرمنده ی شما (ضمیر احترام به لباس ) هستم .وای اصلا به شما نمیاد که فلان باشید و بهمان باشید و ... قیافه ی شما خیلی آشناست و راستی صبح به کارگرتون گفتم میام .پیغام منو به شما رسوند .

من خودشم :)

- تصّور کنید قیافه ی خانوم محترم را  

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
سرمه

آستین نو بخور پلو متاسفانه الان همه همین جور شدن

پیانیست

چه افتضاحی... امکان نداره...[وحشتناک]

به پسرام

واي که چقدر خنديدم!!! فکر کنم تا شب هم هر وقت يادم بيفته بخندم!!! ممنون. ازش‌-ون تشکر کن بابت خنداندن ما!!!

...

[خنده] بنویس خانوووم ،بازم بنویس