کیسه بوکس

عادت کرده ام همیشه خندان و پرانرژی ببینمش بیماری اصلا به دوستم نمی آید این اواخر سرگیجه هایش بیشتر شده بود .دو روزی که بستری بود جوری چیزی کم داشتیم .خوشبختانه قبل از هر اقدامی به واسطه ی داروها رگ باز شده بود .پنجشنبه ظهر مرخص شد و عصر با لباس رسمی و اتو کشیده خودش در را باز کرد . 

پسرم :قطعا شما باید استراحت کنید بنابراین بی خیال تست و کتاب و درس

آبابا:اتفاقا این کتاب تازه که مشاهده می کنید پروژه ی جدید ماست

پسرم: قبول نیست شما فقط زورتون به من میرسه ها

آبابا:این (دخترم )که قلب منه روح منه با خودم کتاب می خونیم کیف می کنیم

دخترم :آبابا؟! چقدر انرژی شما زیاد شده !!!

آبابا :هر طوری که دوست داری !

پسرم:من اینجا چه نقشی دارم ؟!

دخترم:برادر بزرگتر و آروم زمزمه کرد از اون کیسه های بزرگ که میزنن:)))

 

/ 4 نظر / 11 بازدید
دوست

خداروشکر همیشه سلامت باشند

نازلی

خدا را شکر که حال آبابا خوب است [گل]

نوه هایشان مهمترین عامل خوشحالی شان هستند