به رهگذران فلکه خیام

پسرک تازه راه افتاده بود یکی دوقدم برمی داشت ذوق زده جیغ می کشید می افتاد و دوباره بلند میشد مادرش کالسکه رو هل داد کنار پیاده رو و سعی میکرد پسرک رو بغل کنه ؛بلندتر جیغ می کشید و نمی خواست بره توی کالسکه اش  ! موبایل مادر زنگ زد ازطرفی پسرک دوباره افتاد و باد شدیدی هم که اینروزها شاهدش هستیم کالسکه رو واژگون کرد ! رهگذران عزیز هم که دنبال سوژه ای برای خندیدن !!!!

کالسکه رو بلند کردم و گفتم اگه لازمش ندارید ببرم برای پسرم ! پسرک با اخم دو قدم به طرفم اومد و با دستای کوچولوش هلم داد :))) و به مادرش اشاره کرد که بره توی کالسکه اش 

پ ن : این جور مواقع اگر کمک هم نمی کنید لااقل نخندید

/ 1 نظر / 7 بازدید
مامان انیس

نیستی ؟