رقیب

پسرخاله ام دختر شش ماهه ای داره مثل عروسک ماشا... ،دخترم حسابی باهاش جوره ولی تا زمانی که من طرفش نرفته باشم :) دیشب از بی خوابی کلافه بود و مادرش هم کار داشت تا بغلش کردم سرش رو گذاشت روی شونه ام کافی بود دخترم یه کمی فرصت می داد همون جا می خوابید ولی اونقدر به بهانه ی بازی باهاش شکلک در آورد و صدا کرد که نشد ! آخر سر با صراحت گفت چرا نمیدی به مامانش همه ش بغل خودته ؟ !

مگه نمی بینی مامانش کار داره ؟

می بینم . پس بده به باباش اصلا بده به خودم راحت برو به مامانش کمک کن و یواش پچ پچ کرد . من دخترتم !

 باهاش بازی می کنم !خودم مواظبشم ! برو پیش مامانش 

...

به محض رسیدن به خونه گفت :اونجوری میاد بغلت من دلم یه جوری میشه چرا؟...:))

/ 1 نظر / 6 بازدید
سولماز

شانس آوردید که پسرتون بعد از دخترتون نیست... وگرنه واویلا میشد