جمعی مادرانه

چندی قبل با دوستانی که بچّه های هم سن وسال ِ دختر و پسرم دارند و به یُمن این وبلاگ با هم آشنا شده بودیم یک جا جمع شدیم .فقط جای ِ یکی از دوستان خالی بود که آدرس وبلاگش تغییر کرده ! بعدا پیدا کردم .این که حالا می نویسم برای خودش داستانی دارد :))) مامان ِ ثمین دوست ندارد شناخته بشود ! دیده بشود ! مبادا رد یابی شود ! اینجا هم در این باره کوچک ترین اشاره ای به تاریخ و مکان نمی کنم اسامی که جای خود دارند . خیالتان راحت !

قرارمان صبح ساعت ده و نیم بود .از ساعت ده نشسته بودم تا دوستان بیایند .سروناز جان که بعد از سلام و احوال پرسی گفت : من با دوستام قرار دارم رفت نشست سر یه میز دیگه :)) مامان ثمین از دور همه ی ما رو رصد کرد آخرشم داشت فرار می کرد ! در حال ارتکاب جرم دستگیرش کردیم :)))  یک جمع به شدّت مادرانه ،همه به نوعی آشنا بودیم ونمی دانستیم  یا متوجه شدیم بچّه ها همکلاسی و هم مدرسه ای هستند .

نکته ای که برای من خیلی جالب بود .دغدغه های ِ یکسان ِ همه ی ماست . در حالی که اگر به بهانه ای جز- این - جمع شده بودیم .در قالب همسایگی ، هم مدرسه ای ، فامیلی ،همکاری و ... در آمده بودیم ! شسته رُفته و عصا قورت داده با لبخندی مصنوعی ! یعنی همه چیز کاملا بروفق مراد است ! و ملالی نیست جز اوضاع و احوال ِ جوّی :)))) روبروی هم می نشستیم و چند جمله ی کلیشه ای تحویل هم می دادیم . 

خیلی خوشحال شدم یخ ها آب شد :) دل هایی که احساس کردم چقدر سبک شدند . مادر هستیم ،محکوم که نیستیم ! با وجود مسائل و حواشی روزانه که همه به نوعی درگیریم باید بتوانیم "برای خودمون وقت بزاریم "  تفریح سالم عقوبتی ندارد ! اینقدر به فکر حرف بقیّه و امّا و اگر ها نباشیم .من سر حرفم هستم اگر احساس رضایت و شادمانی نکنیم نباید انتظار بچّه های شاد و راضی داشته باشیم .زندگی فقط درس نیست .بگذاریم بچّه ها یاد بگیرند بدون اینکه دستشان را بگیریم راه بروند .لذّت انتخاب کردن را بچشند .حس ّ ِ مسئول بودن در قبال انتخابشان را هم درک کنند . ما هم تا جایی که بتوانیم و در توانمان باشد همراهشان باشیم .

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیرحسین

از مامان ابتدای آن فاکتور گرفتم .اولا خیلی تشکر می کنم از همه که آمدند چه پشت میز دیگر نشین ها چه مجرمین در حال فرار چه زاری کننده ها [نیشخند] از این دور همی ها باز هم داشته باشیم نظر من مشخص کردن موضوع به خصوصی هم هست .دوما آنا چرا وایبر آنلاینی جواب نمیدی [سوال] فقط روزی یکی دوبار کارت اعلام حضور میزنی نگو نمی فهمیم .بعدش عرض به حضور دوستان عزبز انتخاب رشته واقعا معزلی شده برای ما پسرک من هم تجربی دوست دارد هم ریاضی

یک پدر

من قبلا با نام پدر یک پسر سمپادی کامنت می نوشتم چون خانم آنا در جایی اشاره به حضور پدران هم داشتند جسارت می کنم برای نوشتن چند جمله در بین جمع به شدت مادرانه شما . من باب اتتخاب رشته که تمامی والدین و فرزندان درگیر هستیم باید بگویم مشاور مدرسه روش صحیحی در پیش گرفته است .به اجبار نمی توانیم رشته و شغلی را برای فرزندمان در نظر داشته باشیم مگر این که بستر علاقه و زمینه اش را از کودکی آماده کرده باشیم .به شخصه دوست دارم پسرم داروسازی را ادامه بدهد اما پسرم عاشق برنامه نویسی است

سانای

محکوم نیستیم ؟ آنا جان ولی تا آخرش درگیریم [گریه]این شادمانی و رضایتی که میگی خیلی سخته مگر درس و کلاس بچه ها میزاره ؟بیا شماهایی که اول دبیرستان هستید از حالا به فکر شغل پسرا افتادید .من باوهمین کلاس چهارم هم به اندازه ی کافی مشکل دارم شرایط زندگی که جای خود دارد .مشاور مدرسه شما کی هست آقای پدر بی زحمت آدرس لطف می کنید ؟

مامان انیس

به مادر آرمان به نظر شما موقعیت اجتماعی چه شغل و رشته ای بالاست ؟

حضرت خودم

انیشتین می‌گوید: «همه نابغه‌اند. اما اگر بخواهیم در مورد نبوغ یک ماهی به وسیله‌ی توانایی پریدنش روی شاخه‌ی درخت قضاوت کنیم، در تمام زندگیش خودش را یک احمق خواهد دانست»

آرمان

عنوان خوب حتی عالی .درآمد مکفی و بازار کار متمادی .از نظر من رشته های پزشکی این ویژگی ها را دارند .مثلا امروزه مشاهده میکنینم رشته های مهندسی و کارشناسی همه جا فراوان ریخته و بیکار هستند .همین برنامه نویسی که آقای پدر اشاره کرده اند در آموزشگاهها هم تدریس می شود ولی داروسازی چه ؟بستر مناسب از نظر من این است که بچه هایمان را با این مسایل آگاه کنیم درغیر اینصورت اغلب پسرهای ما به کامپیوتر علاقه دارند واقعیت این است .فردا که از درس فارغ شدند و بیکار گشتند تازه می فهمند ای دل غافل ! نباید گذاشت به این نقطه برسند .این نظر من است .موقعیت اجتماعی مهم است .

س

به آنا : هامینی سالیپ بیربیرینین جانینا اوزونن خبریوخدی [نیشخند]

م

بچه ها چه پزشک بشوند چه مهندس چه معلم چه کاسب و... پیشتر از تمامی عناوین ووالقابی که درصدد چسباندن به آنها هستید !فعلا باید متناسب سنشان بچگی کنند اینقدر درگیر نکنید چهوخودتان چه بچه هایتان را .انکار نمی کنم مشکلات را ولی براین باورم کسی که یاد نگیرد مسایل کوچک راحل کند در حل ابعاد وسیع آن هم ناتوان خواهد بود .موقعیت و مقام اجتماعی به جای خود ولی به زور نمی توانید جایگاه مناسب اجتماعی را به کسی وصل کنید !

آرمان

به م جایگاه مناسب اجتماعی با یک رشته با دورنمای عالی ارتباط مستقیم دارد . با نظر آخر س در مورد آنا موافق هستم

ثمین

کاش منم می بردین :(((((