دغدغه های مادر شدن !

از جلوی ایستگاه نیمه کاره ی مترو رد می شدیم خیلی جدى گفت :فکر کنم مامان هم بشم این مترو تموم نشه !

این هم معنی و هم خانواده ها رو باید هر سال تا دانشگاه حفظ کنم ! چطوری حفظ کنم که مامان بشم بچّه ام پرسید یادم بمونه ؟!

غذاها رو چطوری یاد گرفتی مامان شدی یادت نرفته چی کار کنی ؟ به منم بگو حتما که مامان شدم بلد باشم !

وای یه اسم خوبی پیدا کردم  نوشتم یادم نره وقتی مامان شدم برای دخترم!

/ 3 نظر / 4 بازدید
سارا

عجب پس منظورتون اون حب بود![نیشخند] می دونی یکی از فانتزیاهای زندگیم اینه که یه روز یه جا اتفاقی تو خیابون شمارا ببینم بعد بفهمم این وبلاگ شماست بعد اونجوری بتونم این دختر خانوم نازتونو ملاقات کنم[لبخند]

ثمین

وای وای مامان بشه چی میشه

مامان علیرضا و حسین

[قهقهه] چقدر دلم می خواد مامان شدنش رو ببینم. چه عشقی داره به زندگی این دختر. از طرف من روز مادر رو به این مادر آینده تبریک بگید.