خدا روزی رسونه

پسرم عاشق سینماهای چند بعدی هست .رفته بودیم لاله پارک ،نشسته بود و تماشا می کرد ! بهش گفتم من پیش بچّه ها هستم تو با خیال راحت برو سینما 

- نه نمی خواد ! اِ...؟ نه دوست ندارم !

بعد از چند ثانیه 

- اِ؟ ! میگم پولشو بده 

مهمون من 

- خب پولشو بده من هر وقتی بخوام میرم آخه راستش از اینجا قراره با بابا بریم گوشی بگیریم یه ریالم برام نمی مونه !!!

خواهر همسرم آمده تبریز برای خداحافظی دو تا تراول پنجاهی داد به پسرم که هرچی دوست داشتی از طرف من برای خودت بخر ،تصور کنید قیافه ی پسرم رو !منو صدا کرده که مامان ببین میگن خدا روزی رسونه !:)

الانم گوشی به دست توی خونه می چرخه !

/ 1 نظر / 5 بازدید
سوسن جعفری

رفتنشان جدی شد پس ...