خانواده ای نوجوانانه

صبح بدرقه شون کنی و ظهر منتظر برگشتنشون توی آشپزخونه سر اجاق حواست به ساعت باشه وبه پرحرفی ها و غُرغُرشون سرناهار با دهن ِپرشون بخندی تکرار مُدام اینروزهای منه

این سال تحصیلی به وضوح میشه ورود بچّه ها رو به مرحله ی نوجوانانه حس کرد !جنس ِحرف هاشون ،بحث هاشون حتّی گیر دادن هاشون به همدیگه فرق کرده !علاقمندی هاشون به مباحث تخصصی تر شده ،نگاهشون به زندگی عمیق تر شده خوب که دقّت می کنم نسبت به ما در اون دوره ی سنّی خیلی بهتر با شرایط کنار میان و میدونن از زندگی چی می خوان در حالی که حداقل خود من اون زمان خیلی خام بودم :)

/ 1 نظر / 4 بازدید
فرزانه

دلم سوخت ... یعنی کباب شد برای پسرکم که وقتی میاد خانه خودش باید غذایش را گرم کند و بخورد :( اما درباره اون خام بودن نسل ما واقعا راست می گویی من در مقایسه با الان این بچه ها واقعا هیچی بودم