تشدید ِ عملی

تازه تشدید رو خوندن با چه شوق و ذوقی به من گفت مامان بریم بازار این شغل های تشدید دار رو ببینم !

امروز دخترم رو بردم بازار،جلوی ِگیره فروشی ایستاده بودیم بهش گفتم ببین این گل سرها رو دوست داری برات بگیرم ؟

با قیافه ای بزرگانه جواب داد :این وسایل ِ بچّه گانه مناسب من نیست تل ِ نگین دار می خوام !! جلوی ویترین ِ بزّازی ایستاده و ماتش برده بود .وای مامان !پارچه ی پولک دار ِ قرمز رو بخریم تا تموم نشده !

در تمام سی و هفت سال زندگیم به چنین پارچه ای دقّت  نکرده بودم .با یه کیسه پر از  منجوق و پولک و ملیله برگشتیم خونه ،من که نا نداشتم قدم از قدم بردارم.تازه یادش افتاد بازار زرگر ها رو ندیده!

اِ مامان یه بازار ِ آجری بود سقفش سوراخ داشت ،پر از النگو و گوشواره و انگشتر بود یادته ؟چرا منو نبردی اونجا؟

زرگر تشدید نداره :)

/ 0 نظر / 25 بازدید