سفر

ساعت شش از تبریز به طرف ارومیّه حرکت کردیم .تنها پرواز مستقیم به مدینه بودیم ! ساعت سه به مدینه رسیدیم .

ماییم و غربت مدینه و مناجات های آرام و پنهانی در کنار بقیع و حال و هوایی که شرحش در قالب کلمات نمی گنجد .

/ 4 نظر / 5 بازدید
کیانادخترشهریوری

اسلام علیک یا رسول الله...[گریه]

یخمک

انا جان یادت ماند مرا هم یاد کن.اگر شد. مرسی.

به پسرام

دلم پر کشيد يک هو! انتظار نداشتم کسي از آنجا وبلاگ آپ کند. پريروز توي فرودگاه چشمم دنبالتان بود که بگويم دعايم کنيد. هرچند هنوز نمي دانم چه شکلي هستيد؟! چه خوب که حالا مي توانم. دعايمان کنيد براي تربيت خوب بچه ها. براي عاقبت به خيري. براي اين کشور. براي اين دنياي اسير نفس. دنياي بدون آرزوهاي بزرگ.

خانمی

به گنبد سبز وحضرت محمد ومدینه که فکر میکنم اشک در چشمهایم پر میخورد تنفس در هوای مدینه چه لذت بخش است.