انرژی سوزی

من و بچّه ها امروز از صبح زود راه افتادیم و اوّل رفتیم خونه ی خواهرم و یه دل سیر با پسرش بازی کردیم .بعد رفتیم خونه ی خاله ام با نوه ی خاله ام مشغول بودیم آخر سر رفتیم به پدر و مادر همسرم سر زدیم .

شب 

دخترم :عجب خوش گذشت 

پسرم :اتفاقا از جهت سوزاندن انرژی بعضی ها خیلی مفید بود 

دخترم :اینی که گفتی به من مربوط میشه ؟!

پسرم :نمی دونم 

دخترم :م_______ا م________ان 

پسرم :حرفم رو پس می گیرم چندان هم مؤثر نبوده !

/ 1 نظر / 3 بازدید
بولوت

هوم. چقدر خوبه این رفت و امدای خانوادگی. چقدر بده که هر چی بچه ها بزرگتر میشن این رفت و آمدا کمتر میشه و خانواده ها به خودشون مشغول میشن.