نوشتن

در حیرتم که دیگران باپس و پیش کردن بیست و چند حرف چگونه توانسته اند کاخ هایی از سخن بسازند که سر به آسمان بساید و دل از عارف و عامی برباید !

یکی داستان را چنان شیرین و دل نشین می نویسد که درد هستی را از یاد می برد و دیگری شعر را چنان زیبا می سراید که اشک شوق در دیده ها می گردد...

براستی که بعضی از بیان ها سحر نیست ،اعجاز است و گرنه چگونه ممکن است حال دل خود را از زبان دیگری بشنویم و خویشتن از بیان آن ناتوان باشیم ؟!...

شاید دیگران راز هنرمندی را در دل نهفته و به ما نگفته اند والّا ما هم شاعر و نقّاش می شدیم!ولی صد حیف راز هنر نگفتنی است !با خواندن چند جلد آیین نگارش و دستور نویسندگی نمی توان به زیبایی سعدی نثر نوشت و به شوریدگی مولوی شعر گفت .

حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ    قبول خاطر و لطف سخن خدادادست 

آری خوب گفتن و خوب نوشتن کار هر کس نیست . دانش آموزی که به پدرش نامه می نگارد .کارمندی که برای رئیس اداره مینوتی تهیّه می کند اگر مدّتی درس خوانده و ورزیده باشد ممکن است درست بنویسند ولی خوب نمی نویسند یعنی نوشته آنان ارزش هنری ندارد و جاودان نمی ماند .نوشته ای را همچون گوهر گرانبها در صندوق سینه می نهیم و تا دم مرگ از یاد نمی بریم و نوشته دیگر را به عطّار سر گذر می دهیم که فلفل و زرد چوبه ببندد! زین سخن تا آن سخن فرقی است ژرف ...

سعدی و حافظ شدن یک موهبت الهی است؛آتشی است که خدای توانا در نهاد بعضی ها افروخته است ولی آتش را اگر دامن نزنید سرانجام خاموش می شود .شعله شوق را با تمرین و ممارست دامن زنید تا دم به دم ببالد و جهانی را روشن سازد .

...

شاید تا حال ریگی به کفشتان رفته و یا بادی کلاهتان را برده است .این پیش آمدها به نظرمن و شما ناچیزند ولی حجازی از اوّلی و دیکن از دومی شاهکاری پدید آورده است !

...

نگریستن و دیدن ،اندیشیدن و درخود فرو رفتن ،خواندن و از اندیشه دیگران بهره مند شدن ،این است راه نوشتن به شرطی که شوری در سر و شرری در دل باشد.

اگر خوب نوشتن آموختنی نیست باری درست نوشتن را بیاموزیم.

                                                         دکتر مهدی روشن ضمیر

/ 2 نظر / 4 بازدید
Reyhane

سلام...... خيلي خوشحال ميشم اكه يه سري بهم بزنيد...... منتظر نظرتون در مورد وبم هستم...... موفق باشيد...[گل]

ا. ش.

به نوبه خودم لذت بردم از این نوشته.