پسرم و دوستانش

جمعه صبح ساعت شش با همسرم و آبابایش رفتند باغ یکی از دوستان برای صبحانه همراه با گروه یوگا ،وقتی برگشتند با هیجان تعریف می کرد از دوستان چهل ،پنجاه سال به بالایی که پیدا کرده بود ! همان نوزادی که هفت ماه تمام شبانه روز گریه کرد :)))))) بعد تر ها هم هر کسی با گوشه ی چشم نظری می انداخت داد میزد باخما منه ! گورمه منی ! یعنی به من نگاه نکن منو نبین :)

/ 1 نظر / 4 بازدید
مامان علیرضا و حسین

ببخشین من هنوزم نمی دونم بچه هاتون در بچگی فارسی حرف می ردن یا ترکی؟ الان چی عزیز؟