مجروح داری

سه شنبه پسرم رو عمل کردند .قرار بود شب همسرم پیشش بمونه ، فکر کردم بهتره خودم بمونم .

عصر که همسرم به دخترم گفته بود ما با هم میریم خونه با اَخم و گریه زنگ زد که یه ماه رفتی منو تنها گذاشتی امشبم میمونی پیش داداش ؟! بعدشم قطع کرد .فرداش که از مدرسه اومد .ما هم تازه از بیمارستان رسیده بودیم .یه نگاهی به انگشتای پانسمان شده ی برادرش کرد ،یه نگاهی به داروهاش و اومد در گوشم گفت :اگه می گفتی حال ِ داداش اینطوریه زنگ نمی زدم گریه کنم که بیای پیش من !! باشه امشبم برو با داداش بخواب تا حالش خوب بشه !

پانسمان صورتش رو باز کردیم که عوض کنیم . تا گاز استریل روش بزاریم  یهو دوید رفت نگاه کرد و جیغش رفت به هوا : وای وای نخ تو صورتمه ،نخ تو صورت ِ منه پس بخیه هاش کو ؟؟!

/ 2 نظر / 3 بازدید
...

انشالله هرچه زودتر حال هردوشون خوب بشه

م

! وای حتما این فرشته ها رو چشم زدند .چهار قُل رو فراموش نکن هر روز بخون