دانش آموز دوم دبیرستان خودکشی کرد .

یک نوجوان شانزده ساله چرا باید به اینجا برسه ؟

/ 20 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حضرت خودم

فکر می کنم دراین پست بسیار خلاصه و با طرح یک چرا شما والدین به چالش تفکر درباره رفتار خود و بازخورد آن دعوت شده اید .سکوت آنا در این مورد برای من سکوت معناداری است .بهتر نیست به جای کند و کاو در مورد چند و چون این اتفاق تلخ به خودمان نگاهی بیندازیم . با مینجیق کاملا موافقم

حضرت خودم

ایست قلبی مشاجره یا اقدام به خودکشی به هرحال حکایت تلخی می باشد .مراقب قضاوت های تند و احساسی خود باشیم تا این ماجرا قربانی دیگری نگیرد .این وسط باید ببینیم انگشت اتهام به چه سمتی گرفته ایم ؟ به چه قیمتی ؟

سارا

واقعا ناراحت کننده هست ولی وقتی کار از کار گذشته به چی فکر کنیم ؟

مینجیق

گویا فرح دیبا پهلوی موقع خاکسپاری دومین فرزندش که خودکشی کرده بود سخنرانی ای کرده. من این سخنرانی را نشنیدم و علاقه ای هم به آن ندارم. اما تعریفش را از خیلی از مادرها در اطراف خود شنیدم . بنا به گفته اونها فرح دیبا گفته که فقط پسر من نبود که شاهزاده بود. فرزند هر مادری از منظر او شاهزاده هست. مادر ها این را با آب و تاب تعریف می کردند. گویا خیلی خوش خوشانشان شده بود. من مادر نیستم! نمی توانم احساس مادرانه را درک کنم.نمی دونم تایید یا انکار کنم که آیا مادران واقعا بچه خود را به صورت شازده می بینند یا نه. اما احساسات و خواست های یک جوان را که با فکر خودکشی دست و پنجه نرم می کند به نیکی می دانم و درک می کنم. عنوان "شازده مامان" آخرین چیزی است که این جوان ممکن است بخواهد بشنود! چیزی که می خواهد بشنود و در عمل ببیند این هست" فرزندم! دلبندم! عشقم! امیدم! یک لبخند تو برای من به همه دنیا می ارزه. اول از همه چیز خودت و سلامتی و شادی خودت ! اون هست که برای من مهمه. اگر هم نباشه همه ثروت ها و مقام ها و افتخارات پشیزی نمی ارزه" انتظار داره وقتی می بینه ناراحته افسرده هست کسی خودش را نزدیک اومی دونه درک

مینجیق

چند نوشته در مورد قاجارها در وبلاگم گذاشتم که با نگرش عمومی در جامعه نسبت به قاجارها فرق داره. به جای لعن نفرین آنها جنبه های هویت سازی آن دوران مورد نظرم بوده. یکی از پست هایم هم در مورد زنان قاجار هست. در این باره که چه طور ملکه جهان مادر احمد شاه در تبعید محیطی فراهم می کنه که فرزندان ونوه هایش بتوانند به لحاظ روحی خود را حفظ کنند. واقعا کار بزرگی کرده. نظر زیر هم در ادامه همون نوشته گذاشته بودم. دیدم کمابیش به موضوع این بحث مربوط هست برای همین اینجا منتشرش کردم.

یکی از اولیا

خصوصی ها را خواندید ؟

یکی از اولیا

ای بابا کجای ما به مملکت های پیشرفته می خورد که آی ام سوری ما بخورد مینجق تعداد معدودی مادر و پدر پاستوریزه شاید آی ام سوری گوی خوبی باشند ولی این جامعه قورتشان می دهد فرزندان ما باید قلدر و روشنفکر و تحصیلکرده بار بیایند که بتوانند گلیمشان را از این آب گل آلود بیرون بکشند در خصوصی نظرم را نوشته بودم اگر خانم آنا صلاح ببیند کپی کند اینجا بقیه هم بخوانند

بی نام

گفتن متاسفم من اشتباه کردم شهامت می خواهد که نداریم می ترسیم جذبه و جایگاه برتر ما از بین برود و فرزند مان دیگر اهمیتی به ما ندهد

مینجیق

نکته ای که این حقیر می خواست بر آن تاکید کند آن بود که مراقب باشیم که در این فضای احساسی که همگی بسیار متاسف هستیم با قضاوت های سریع و شایعه سازی نیاییم کاسه کوزه ها را سر شخص ضعیف و بی دفاعی یشکنیم و عملا زندگی و آینده او را نابود کنیم. ما شرقی ها تمرین کافی برای تحلیل این قبیل مسایل را نداریم. چون می خواهیم بخشی از مسئولیت ها را که به ما بر می گردد فراافکنیم معمولا ضعیفی می یابیم و با ملامت او می خواهیم مسئله را خاتمه دهیم. این بار تراژدی آن قدر بزرگ هست که اگر کاسه و کوزه اش بر سر شخصی بشکند می تواند تمام زندگی اش را نابود کند. تحلیل این مسایل مال کسانی هست که قبول مسئولیت را در مسایل کوچک تر تمرین کرده اند نه افرادی چون ما که هیچ تمرینی نداشته ایم. نه خودمان و نه بزرگترهایمان چنین تمرینی نداشته اند. پس بهتر هست به خواست پسرهای نوجوان که مسکوت گذاشتن ماجراست توجه کنیم. گاهی این نوجوانان والدین خود را بهتر از همه کس می شناسند. لابد این حساسیت شان به آن بر می گردد که می دانند از پرداختن به این موضوع توسط بزرگترهایشان جز فتنه چیزی برنخواهد خاست

نوری زاده

سلام زیباست