نوجوانانه

هفته ی قبل مدرسه ی دخترم جلسه بود و دیروز هم مدرسه ی پسرم بودم .موضوع هر دو جلسه مشترک بود  " بلوغ " 

سوای تغییرات جسمانی که همه کمابیش از آنها آگاه هستیم . توصیه هایی که درباره ی روش برخورد با خُلق و خوی ِ سینوسی و بهانه گیری ها و تغییرات ِ ناگهانی بچّه ها بیان شد  مفید بود .

مشاور مدرسه ی دخترم تأکید زیادی روی آموزش و توضیح حریم خصوصی فردی به اطرافیان و بچّه ها داشت .

تصور کنید دست ها را به طرفین باز کرده اید.فاصله ی ایجاد شده از نوک انگشتان  دست راست تا نوک انگشتان دست چپ را دورتادور خود در نظر بگیرید . یک غریبه حق ندارد از این دایره ی فرضی نزدیک تر شود .د غیر این صورت شما مجاز هستید عکس العمل نشان دهید ! 

اگر بازوهایتان را دور خود حلقه کنید .این مرز مجاز نزدیک شدن بستگان درجه ی یک هست .حتّی من ِ مادر ! حالا فرهنگ ما چقدر با این فواصل جور دربیاید !...

توصیه های بعدی مشاوران هر دو مدرسه یکسان بودند با بیان ِ متفاوت 

 1- نه گفتن ِ صریح و واضح را به فرزند خود یاد بدهید که لازمه اش داشتن ظرفیت نه شنیدن ِ ما از جانب بچّه هاست .مشاور مدرسه ی پسرم جمله ی جالبی در این باره گفت : برای نه گفتن ِ بچّه ها کیسه بوکس آنها باشید.

2-در این برهه باید حضور پدران ملموس باشد .در حاشیه بودن پدر خانواده آسیب جدی دارد .جاهایی هست که پدر خانواده باید قانون خانواده را به بچّه ها گوشزد کند .حدالامکان در قالب جملات کوتاه و واضح 

3- از یاد نبریم او فرزند ِ ماست ولی خود ِ ما نیست ! شخصیّت کاملا مستقلی دارد.حق ّ ِ انتخاب دارد .

4- دوست داشتن بی قید و شرط ِ فرزندمان را با صراحت و به وسیله ی کلام و زبان ِ بدن به او منتقل کنیم و بین نظارت و دوست داشتن تفاوت قائل باشیم .

5-اگر برای فرزندمان وقت نگذاریم مطمئن باشیم خارج از چهارچوب های ما به نفع  دیگران برای آنها وقت صرف خواهد شد !

6- در تقسیم بندی نواحی چهارگانه شخصیّت (کور،ناشناخته ،عمومی و مخفی) سعی کنیم ناحیه ی عمومی را داخل خانواده افزایش دهیم . فراموش نکنیم که بیشتر شنونده باشیم .

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
مامان آرمان

قسمت آخر مگه میشه بخش عمومی رو زیاد کرد و شنونده بود ؟ پس حرفامون رو کی بگیم ؟ اعتراف می کنم خوشحالم دختر ندارم فکر کنم این دوران برای دخترا سخت تر از پسرهاست . راستی بیشتر از همه برای تو آرزوی صبر می کنم با دوتا بچه در این مرحله [گل]

م

به مامان آرمان یعنی دوست ندارید دختری مثل کیانای بعضی ها داشته باشید[شوخی]

م

وای آنا جان شکلک اشتباه بود ببخشید

پدر

این دوران چه برای دختران و چه پسران حساس است و خویشتن داری ما بسیار سودمند خواهد بود یک بچه ها می خواهند خودی نشان بدهند و بگویند حرف حرف آنهاست یک روز زانوی غم به بغل می گیرند برای هیچ و پوچ ...این تغییر ها کاملا طبیعی است نباید زیاد حساس باشیم . خانم آنا جلسه کلاس پسر من سه شنبه بود شاید شما را دیده باشم !

مری

من از زمان بلاگ اسپات تعقیبت می کنم وایییی یعنی بچه هات اینقدر بزرگ شدن ماشالله هنوز م که هنوزه جمله پسرت که یه جایی گفته بود من با این تفاهم ندارم یادم میافته می خندم و وقتی عروس بشم دخترت ... موفق باشی آنای کم پیدا