بعدازظهری با دوستان

  .امروز من و دخترم مهمان مینجیق( دکتر فرزان) عزیز بودیم

 و جالب تر اینکه همکلاس دبیرستانی مینجیق خودمان  از دوستان این وبلاگ بودند دیدار این عزیز بعد از چهار سال واقعا دلچسب بود و همینطور آشنایی با دوستان دیگر در این جمع حس ّ ِجالبی  داشت 

خیلی قبل تر شاید جزو اوّلین کسانی بودم که رفتم سراغ وبلاگ نویسی ولی هر بار به دلیلی نصفه نیمه رها کردم .یادش به خیر با dial up چه ذوقی می کردم برای چند سطر نوشتن و سَرَک کشیدن به وبلاگ های دیگر تا اینکه کامپیوتر را بردیم شرکت و مدّتی دستم کوتاه بود.    دخترم که  به دنیا آمد فرصت نمی کردم بنویسم امّا وبلاگ خوانی هایم ادامه داشت  . آیینه سکوت را در بلاگفا باز کردم همزمان بود با فوت بابا و ...و بعد اسباب کشی کردم و بالاخره  اینجا ماندگار شدم . دلیل خاصّی برای نوشتن نداشته ام.اغلب روزمره نویسی هایم بوده و بیشتر  دغدغه های مادرانه ام . راستش را بخواهید اصلا فکر نمی کردم کسی اینجا را بخواند! جز سه نفری که خودم آدرس اینجا را داده ام بقیّه ی دوستان نسبت به من لطف دارند شاید بهتر است بگویم نسبت به بچّه ها و ظاهرا" اینطور که پیداست بیشتر دخترم :)))) 

از همه ی دوستانم سپاسگزارم 

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهارک

سلام. منم تبریزی هستم و چهار ساله با وبلاگ شما آشنا شدم و هر بار آپ میکنید میخونم. خیلی وبلاگ دوست داشتنی و خوبی دارین، براتون آرزوی موفقیت میکنم. به آقا بچه ها و همچنین دکتر مینجیق سلام برسونین.

م

هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند این حکایت دست نوشته های توست

نازلی

سلام آنا جان شما اونقدر گرم و صمیمی و در عین حال عمیق مینویسید که نمیشه نوشته هاتونو دوست نداشت من هم مرتب میخونمتون هم ماجراهای بچه ها رو واسه بقیه تعریف میکنم :) راستی به خانوم دکتر فرزان سلام برسونید دلم واسه نوشته های ایشون خیلی تنگ شده...:)

panda

برای من که خيلی خوش گذشت! ممنون از ياسمن جون و شما!

سولماز

سلام روزمرگی های شما برای ما که دغدغه کار و مدرسه داریم مثل یه لیوان نسکافه داغ میمونه توی یه روز سرد.... دلم میخواد اگه به فرض محال یه روزی مادر شدم یه مادری مثل شما باشم ..... به شخصه از تربیتی که بچه هاتون دارن خیلی لذت میبرم و به خودم میبالم که شمارو میشناسم امیدوار بودم بیشتر باهاتون برخورد داشتم و دوستتون میشدم و ازتون یاد میگرفتم این طرز برخورد و نگاه به دنیا و روش رفتاری که با بچه ها دارید ... همیشه شاد و سلامت باشید

پدر یک سمپادی

از پارسال که اینجا را پیدا کرده ام مرتب می خوانم .گاهی می خواهم نظری بنویسم اما فکر میکنم جمع دوستان بیشتر بانوان هستند منصرف می شوم .خلاصه را هم به خانمم گزارش میدهم متاسفانه خانم بنده اهل اینترنت نیستند سپاسگزارم

آیلار

دوست جونی خودمی داااا

مامان علیرضا و حسین

امیدوارم برای اظهار خوانندگی این جا دیر نشده باشه! ارادتمندیم بانو![چشمک]

من

اینجا را دوست دارم چون خودت هستی وقتی خوشحالی غمگینی حتی موقعی که خشمگینی ... خیلی خوب می توانی حسی را که در لحظه داری انتقال بدهی .حس مهربانی ات حس دلتنگی های گاه و بیگاهت حس تردید و حس عشق را به راحتی با کلمات ساده ابراز می کنی .گفتگوهایت با بچه ها را دوست دارم یاد خانه پدر را زنده میکنی و عشق مادر را پس بنویس دوستم بنویس

پدر یک سمپادی

بسیار سپاسگزارم علاقمند هستم درباره بچه ها با هم تبادل نظر کنیم به عنوان مثال در این فصل که امتحانات شروع شده است مشکل اصلی من با پسرم گیم و اینترنت می باشد