لوستر و تفکّر

خانم ب با حسن نیّت تمام زنگ زده که دختر جان (یعنی من )وظیفه ی منه که یه چیزایی رو بهت گوشزد کنم .حتّی اگه خوشت نیاد .

منم با کنجکاوی تمام گفتم که بفرمایید

و خانم ب شروع کرد اوّل از تمام خاطرات چندین سال قبل گفتن و به اینجا رسید که خوب نیست بعد  از چند ماهی که اسباب کشی کردی جای لوستر یه لامپ وسط پذیرایی آویزون باشه !  یکی بیاد چه فکری میکنه ؟(راستش مهم نیست هر فکری میخواد بکنه :) )

خانم ب مثل اینکه غریبه س و خبر نداره که اوّلا برای مامهم نیست ثانیا همین چند روز پیش فرصت کردیم و رفتیم سفارش بدیم .بعدشم کجا بود خانم ب وقتی من تازه از سفر رسیده بودم و آنفولانزای شدیدی که سوغاتی  آورده بودم منو کوبیده بود  زمین ولی از یه طرف دیگه باید شب تا صبح مواظب صورت دخترم بودم که روی بخیه نخوابه و از اون طرف هم همراه پسرم بودم تو بیمارستان ؟ 

چقدر جماعت بیکارن که سقف خونه ی بقیّه رو رصد میکنن ! 

 پ ن : با نداشتن لوستر خانم های وظیفه شناسی چونان خانم ب را کشف کنید !

/ 0 نظر / 5 بازدید