بر شانه‌های تو
می‌شد اگر سری بگذارم
وین بغض درد را
از تنگنای سینه برآرم
به های های
آن جان پناه مهر
شاید که می‌توانست
از بار این مصیبت سنگین
آسوده‌ام کند …

 

فریدون مشیری    با تشکّر از یک عاشقانه 


/ 2 نظر / 6 بازدید
آبجی سحر

سلام روز بخیروب قشنگی داری وقت کردی به منم یه سربزن خوشحال میشم با قدمهای قشنگت کلبه منم مزین کنی..راستی نظر یادت نره مخصوصا در مورد مستند مرگ مردیخی هم دوست دارم نظرت بدونم این لینک مستند مرگ مرد یخی بالای وبم به همراه چند تا لینک دیگه هست..منتظر حضور گرم و صمیمی ات هستم روز خوش مهربون[گل]

خ.م.ا.ر

ذروذ بر انای مهربان من شیرینی هم می دم بهت شعرت بسیار زیبا بود ممنونم از همراهیت [گل]