ارواح محترم شما را به خیر و ما را به سلامت

دیشب خواب دیدم توی یک خانه ی بسیار قدیمی هستم . حتّی پیانو هم داشت ولی خراب بود ! همه با هم بودیم و به همه ی اتاق ها سر می زدیم .آخر سر من و خاله و زن دایی ام رفتیم زیر زمین ،مامان بزرگم (روحش شاد ) مثل قدیما نشسته بود وسط اتاق یکی از پاهاش رو انداخته بود روی اون یکی و یه آقایی هم سن و سال خودش هم نشسته بود کنارش

مامان بزرگ برگشت به من گفت :کجایی دختر این منتظرته ! می خوان ببرنش فقط منتظر تو هستن کلید دست تو هست ! و اون مرد با چشم های اشک آلودش یک نگاهی به من کرد (عجیب ! خیلی عجیب از سر ناچاری یه جور خاص بود ) خلاصه مو بر تنم سیخ شد از خواب پریدم که ای داد الان میان منو میبرن همه ی کارام مونده !

تعبیرش رو پرسیدم ،میگن شبیه کی بود ؟ کسی با اون شمایل و چهره نمی شناسم .میگن چهره و اندام برزخی بوده ،هر چی بوده و هر کی بوده حلالش کن !! 

منو چه به این کارا !هرچند خیلی  غُر می زنم ولی خودم هزار تا عیب و ایراد دارم .هر کی بود خدا ببخشدش ،من از کسی کینه ای به دل نمی گیرم .

خلاصه این که ارواح محترم آسوده باشید .شما را به خیر و ما را به سلامت ،دیدار به قیامت 

پ ن : از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان که زَهره تَرَک شدم .

/ 3 نظر / 3 بازدید
مامان علیرضا و حسین

وای چه خوابی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1[تعجب] من که می خوندم موهام سیخ شد! ایشالله که خیر باشه و مشکل زنده ها و مرده ها هم همه حل بشه چه خوب که حلالش کردین

تیتوک

انشاالله خیره منم زهره ترک شدم... بزرگترهای ما اینجور وقتها هدیه و صدقه میذارن، هم برای رفتگان و هم برای این دنیایی ها.