یک عدد مادر سنگدل

بعدازظهر باز پس لرزه تکونی خورد ! از اونجایی که بچّه ها مخصوصا دخترم خیلی ترسیدن ،درنهایت ِ بی خیالی نشستم و با اونا کارتون تماشا کردم .زیرچشمی حواسم به جفتشون بود .یه نگاهی به هم کردن و بعد به من زُل زدن ،دخترم شونه هاش رو بالاانداخت و آهسته گفت :داداش هیچی نیست .اگه زلزله بود مامان ما رو هل داده بود طرف میز !

 

نتیجه ی اخلاقی این که :رفتارم در اون لحظه چطور بوده که اینطور ترسیدن ؟!

/ 0 نظر / 5 بازدید