شوخی نداریم

خواهرم اومده دیشب خونه ی ما بودن ،شب هم دخترم گفت باید اتاق من بخوابن (این باید رو داشته باشین )

کشک بادمجون درست کرده بودم .خواهرم گفت فشار خون رو خیلی زود میاره پایین 

دخترم :بعدش یه خرما بخور!

شب پسر خواهرم تب کرده 

دخترم :لباسشو سبک کن ،پاشویه کن ،قطره داری ؟

نزدیک صبح به زور پسرشو خوابونده ،یه بار دخترم عطسه کرد بیدار شد ،یه بار بادکنک  رو ترکوند ! باصدای اون بیدار شد بار سوم یادم نیست چی کار کرد که بازم بچه بیدار شد تا خواهرم بتونه عکس العملی نشون بده بدون هیچ تعارفی گفت :از اتاق من برین بیرون !!!!

نه به حرفای ِحکیمانه اش و نه به این بیرون انداختنش 

/ 3 نظر / 4 بازدید
bahar

عاشـــق ترین مرد "آدم" بود که بهشــت را به لبـــخند "حـــــوا" فروخت! [گل]

ب

مردها همیشه مضلومن

mona

چقدر وقتي از بچه هات ميخونم روحيه م عوض ميشه آنا.. هميشه خوب باشيد:) يه بوس واسه دخترت ، دخترم:*